اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢١١
در زمان امام كاظم عليه السّلام، باتوجه به اعمال فشارهايى كه نسبت به ايشان صورت مىگرفت، فعاليت وكيلان افزايش و گسترش يافت، با اين حال امام عليه السّلام و وكلاى آن حضرت بيش از هرچيز تلاش داشتند تا مانع آگاهى عباسيان از اين سيستم شوند.
با آغاز قرن سوم هجرى وضعيت شيعيان بهگونهاى دشوارتر تغيير كرد.
احضار امام جواد عليه السّلام به بغداد و پس از آن اسكان امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام در شهر سامرا به منظور تحتنظر داشتن و ايجاد محدوديت براى ايشان، ارتباط ائمه عليهم السّلام با شيعيان را بسيار كاهش داد. از سوى ديگر امامان عليهم السّلام نيز به دو جهت، سياست كاهش تماس مستقيم با شيعيان را دنبال مىكردند؛ نخست به جهت تقيه و جلوگيرى از ايجاد سوءظن نسبت به شيعيان در دربار عباسى و ديگرى به جهت زمينهسازى و ايجاد آمادگى ذهنى و روانى براى دوران غيبت، از اينرو امام هادى عليه السّلام در طول دوران امامتش (٢٢٠- ٢٥٤ ق) بيش از هرچيز، به تنظيم نظام وكالت همت داشت. آن حضرت با تعيين افرادى كه صلاحيت لازم را دارا بودند و نيز از طريق مكاتبات مستمر، و در عين حال مخفيانه، به رهبرى جامعه شيعه مىپرداختند و هرچه زمان غيبت نزديكتر مىشد، نظام وكالت قوت بيشترى مىيافت. در زمان امام عسكرى عليه السّلام وضعيت بهگونهاى بود كه بيشتر ارتباط امام از طريق وكيلانش انجام مىگرديد. حتى گاهى امام، نمايندگان و فرستادگان شيعيان را كه به سامرا و بغداد مىآمدند، به وكيلان خود در اين شهرها ارجاع مىداد.
با آغاز دوران غيبت، نظام وكالت در قالب جديد خود يعنى نيابت تكامل يافت. در اين دوران امام دوازدهم، فعاليتهاى خود را بدون حضور مستقيم در جامعه دنبال مىكرد و جامعه شيعه را از طريق نماينده برگزيده خود كه سفير يا نائب خاص امام ناميده مىشد، رهبرى مىنمود. نائبان خاص در واقع وظيفه داشتند اقدامات لازم را در جهت رهبرى جامعه شيعه باتوجه به دستورات صادره