اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٠٨
قم، در نامهاى خطاب به امام دوازدهم (عج) اظهار داشته بود كه جعفر، ضمن نامهاى كه براى وى فرستاده ادعا كرده او جانشين برادرش، امام عسكرى عليه السّلام، است و علوم دينى و شرعى در نزد اوست. وى نامه جعفر را همراه نامه خود، ارسال كرده بود. امام عليه السّلام در جواب وى، طى نامهاى ضمن تذكر به مسأله حجتهاى الهى و ارسال رسل، به شرايط امامت، از جمله عصمت و داشتن دليل و بيّنه و علم، اشاره مىكند و اظهار مىنمايد كه جعفر نه علم دين دارد و نه پرهيز از معاصى، و اگر حجت و دليلى بر درستى ادعاى خويش داشته باشد بايد ارائه دهد.[١] همچنين در نامهاى كه در جواب گروهى از شيعيان فرستاده شد ضمن تأكيد بر امامت و جانشينى امام دوازدهم (عج)، اشاره شده بود كه جعفر مدعى مقامى است كه از آن او نمىباشد.[٢] در نامهاى كه به دست احمد بن ابى روح رسيد، امام تأكيد كرده بود كه بار ديگر، گرفتار ادعاهاى جعفر نشود.[٣]
اينگونه برخورد با انحرافات فقط به مسأله امامت منحصر نمىشد، بلكه مقابله با انديشههاى غلوآميز، كه خطر آن كمتر از انحرافات فرقهاى نبود، نيز مورد توجه امام عليه السّلام و عالمان شيعه قرار داشت؛ چنانكه در مكاتبات مذكور به مواردى از آنها مىخوريم. حسين بن روح، نائب سوم نقل مىكند كه محمد بن على كرخى، نامهاى براى امام عليه السّلام فرستاده بود. در جوابى كه براى او آمد امام عليه السّلام پارهاى از عقايد غلوآميز، مثل شريك بودن امامان در علم و قدرت خداوند، آگاهى از غيبت و مقام ربوبيت را كه غاليان به ائمه عليهم السّلام نسبت مىدادند، ردّ كرده و از كسانىكه به چنين عقايدى باور داشتند، اظهار برائت و بيزارى نموده بود.[٤]
[١] - طبرسى، همان، ص ٢٧٩.
[٢] - همان، ص ٢٧٧.
[٣] - مجلسى، همان، ص ٢٩٥.
[٤] - طبرسى، همان، ص ٢٨٠.