اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٠٦
يعقوب براى امام ارسال داشت، پرسشهايى در اينباره مطرح كرده بود. در پاسخهاى امام به نامه اسحاق بن يعقوب، به چند نكته اساسى اشاره شده است:[١]
نخست زمان ظهور، كه فقط خداوند از آن آگاه است و كسانىكه زمانى براى آن مشخص مىكنند دروغگويانند.[٢]
دوم مرجعيت علمى و دينى، كه امام عليه السّلام در حل مشكلات و مسائل شرعى شيعيان را به راويان حديث و در واقع فقيهان شيعه، از آنرو كه همان روايت كنندگان احاديث ائمه عليهم السّلام بودند، ارجاع داده است.[٣]
سوم علت غيبت، كه در آن به بيعت و سلطه طاغوتها بر امامان عليهم السّلام اشاره شده و اينكه غيبت امام دوازدهم (عج) براى آن است كه چنين بيعت و سلطهاى بر گردن ايشان نباشد و نيز اشاره به اينكه يكى از علل غيبت عملكرد ناشايست مردم بوده است.
چهارم چگونگى بهرهمندى از وجود امام غايب، و اينكه امام در دوره غيبت همچون خورشيدى است كه در پس ابر پنهان شده باشد و در عين پنهان بودن از انظار، اثرات وجودى خود را بر عالم دارد.
پنجم مسأله انتظار و درخواست از خداوند براى ظهور امام عليه السّلام، كه گشايش كار شيعيان در همين امر است.
چنانكه ملاحظه مىشود، اينها اساسىترين سؤالات در موضوع غيبت امام هستند كه شيعيان با آن روبرو بودند و نيازمند پاسخهايى كه شك و ترديد خويش را برطرف سازند و هم بتوانند در مقابل منكران و مخالفان، به آنها استدلال و استناد جويند. در حقيقت اينها سؤالات اساسى هستند كه حتى امروزه مطرح و موردنظر مىباشند.
[١] - طبرسى، همان، ص ٢٨١- ٢٨٤.
[٢] -« و اما ظهور الفرج فانه الى اللّه و كذب الوقاتون ...».
[٣] -« و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواة احاديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة اللّه».