اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٠٤
فقهى اختصاص يافته بود.[١] به نظر مىرسد كه برخى فقيهان شيعه از اين طريق، ارتباط دائمى با امام عليه السّلام داشتند و در مسائل فقهى همواره از ايشان يارى مىگرفتند. عبد اللّه بن جعفر حميرى، از عالمان ممتاز قم، يكى از كسانى بود كه نامههاى متعددى براى امام نوشت و همگى حاوى سؤالات فقهى بودند. از آن ميان جواب چهار نامه مفصل او به دست رسيده است كه در مجموع شامل ٦٠ سؤال همراه با جوابشان مىباشد و دو نامه آخر در سالهاى ٣٠٧ و ٣٠٨ ق نوشته شده بودند.[٢] مسائل حميرى، كه از فقيهان برجسته عصر خويش بود، بعدها در بين فقيهان شيعه معروف و مورد استناد شد. فقيهان شيعه علاوه بر طرح سؤالات فقهى كه براى آنان پيش مىآمد، در طى اين مكاتبات، به تصحيح و تطبيق احكام و اخبار فقهى كه در دست داشتند نيز اقدام مىكردند و درباره درستى يا نادرستى آنها، از امام عليه السّلام پرسش مىنمودند. در مسائل حميرى به نمونههاى چندى از اين قبيل برمىخوريم. بهعنوان مثال او در چند مورد، بهخصوص در نامه چهارم، به اخبار فقهى اشاره مىنمايد كه از امام پيشين براى وى نقل شده بود و او نسبت به صحت آنها پرسش مىكند.[٣]
بخش ديگر سؤالات به موضوعات اصولى و اعتقادى اختصاص داشت كه اساسىترين آنها درباره مسأله امامت و جانشينى امام يازدهم عليه السّلام بود. از آن جمله نامهاى است كه گروهى از شيعيان، احتمالا شيعيان قزوين، براى امام عليه السّلام فرستادند و سبب آن بحثى بود كه ميان ايشان و شخصى به نام ابن ابى غانم قزوينى روى داده و او اظهار داشته بود كه امام يازدهم عليه السّلام بدون باقى گذاشتن فرزندى از دنيا رفته است. امام عليه السّلام در جواب ايشان نامهاى مفصل فرستادند و در آن ضمن
[١] - صدوق، همان، ص ٤٨٣.
[٢] - طبرسى، همان، ص ٣٠١- ٣١٥.
[٣] - همان، ص ٣١٣.