اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٩٣
شد و هريك درباره امام دوازدهم (عج) و شناخت او و تعيين اينكه او كيست، عقايد خاص خود را داشتند. سعد بن عبد الله قمى، كه در همان عصر مىزيسته، به پانزده طايفه اشاره مىكند، در حالىكه نوبختى و شيخ مفيد، بر وجود چهارده فرقه اتفاقنظر دارند. در همين حال مسعودى به وجود بيست فرقه اشاره مىكند؛ اما شهرستانى، فقط يازده گروه را نام مىبرد.[١] با بررسى عقايد كلى همه اين فرقهها مىتوان آنها را در پنج دسته عمده تقسيم كرد.
مهمترين و اصلىترين اين طوايف كه بعدها نيز باقى مانده و اكثريت جامعه شيعى را تشكيل مىدادند همان اماميه اثنى عشريه بودند كه در آنزمان بنام قطعيه شهرت يافتند؛ زيرا بر امامت فرزند حضرت عسكرى عليه السّلام بهعنوان امام زنده و دوازدهمين پيشواى شيعيان يقين داشتند. آنها معتقد بودند كه امام عسكرى عليه السّلام رحلت كرده و پسرى را به جانشينى خود باقى گذاشته كه همان مهدى موعود است به حق قيام خواهد كرد و جهان را از عدل و داد پر خواهد نمود. اكثريت اين طايفه، ولادت و زنده بودن امام و وصايت حضرت عسكرى به ايشان را پذيرفته و معتقد بودند كه اين دوران همان دوران غيبتى است كه در روايات پيشبينى شده است. در واقع اينان كسانى بودند كه با تمسك به اخبار و روايات وارده از ناحيه ائمه معصومين عليهم السّلام و راهنمايى وكلا و نائبان خاص امام عليه السّلام، به وجود امام دوازدهم (عج) با چنين صفاتى، بدون اينكه آن حضرت را ديده باشند، يقين پيدا كرده و باتوجه به معيارهاى شناختى كه ذكر شد، از ابتلا به انحرافات عقيدتى در مسأله امامت مصون مانده بودند. در عين حال، در ميان قطعيه نيز، در پارهاى امور از جمله زمان ولادت امام مهدى (عج)، نام وى و اينكه آيا او همان مهدى است يا خير، اختلافاتى وجود داشت. درباره زمان ولادت آن حضرت سالهاى ٢٥٥،
[١] - ر. ك: نوبختى، فرق الشيعه، ص ٧٩ و مفيد، الفصول المختاره، ص ٦٠- ٢٥٨ و مسعودى، مروج الذهب، ج ٢، ص ٥٩٩ و شهرستانى، الملل و النحل، ١٣١- ١٣٠.