اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٨٩
ارائه گرديده، تشخيص امام و جانشين حضرت عسكرى عليه السّلام براى كسانىكه به آنها آگاهى داشتند كار دشوار و ناممكنى نبود و البته اين نكته را نيز بايد اضافه كرد كه ائمه عليهم السّلام ملاكهاى تعيين و تشخيص امام را بيان كرده و در اختيار شيعيان قرار داده بودند تا اگر در چنين شرايطى، در اين امر دچار مشكل شدند، به اين ملاكها و معيارهاى تشخيص تمسك جويند و از سرگردانى و گمراهى درآيند.
اين ملاكها گذشته از پارهاى صفات عمومى چون زهد و تقوى و صيانت و دين و ايمان، بيشتر در دو امر اساسى تجلى و ظهور داشت و ائمه عليهم السّلام نيز بر آندو به عنوان نشانههاى اساسى شناخت امام تأكيد مىكردند. ايندو امر عبارت بودند از علم جامع و كامل، و بروز معجزات و كرامات، كه در گفتار امامان عليهم السّلام از آن به بيّنه تعبير شده است و غالبا به صورت خبر دادن از غيب و بازگو كردن اسرار درونى افراد جلوه مىنمود. ايندو نشانه از ديرباز ملاك اساسى براى شيعيان در تشخيص امام بر حق بود.
اختلاف در شناخت امام بر حق امر تازهاى نبود كه شيعيان در آغاز غيبت بدان مبتلا شده باشند، بلكه پيش از اين به واسطه جوّ اختناق و وحشتى كه عليه ائمه اطهار عليهم السّلام و شيعيان پديد آمده بود، جامعه شيعه به آن دچار شده بود. بهعنوان مثال مىتوان به وضعيت پديد آمده پس از شهادت امام صادق عليه السّلام اشاره كرد. آن حضرت براى مصون نگاه داشتن سلسله امامت و حفظ جان وصى و جانشين خويش از خطراتى كه از جانب منصور عباسى وى را تهديد مىكرد، در وصيت نامه خويش به پنج نفر، از جمله منصور، خليفه عباسى وصيت كرده بود. در ميان اين پنج تن به جز امام موسى كاظم عليه السّلام، مادر آن حضرت و يكى ديگر از پسران امام صادق عليه السّلام نيز ديده مىشدند[١]. حتى برخى فرزندان ديگر آن حضرت نيز
[١] - ر. ك: قرشى، حياة الامام موسى بن جعفر، ج ١، ص ٤١٥ به نقل از الكافى.