اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٨٥
اشتغال داشتند اغلب به يك كالاى خاص بسنده نمىكردند، با اين حال برخى به دادوستد اجناس معينى شهرت مىيافتند، مانند تجارت پوست،[١] كه بهطور عمده از نواحى سردسير شمالى آورده مىشد، يا پوشاك[٢]، كه در نواحى مختلف، مثل مصر يا نواحى شرق توليد مىگرديد، يا حتى برده، كه از نواحى مختلف آورده مىشد؛ بردههاى سفيد پوست[٣] از ماوراء النهر و قفقاز، و بردگان رنگين پوست[٤] از آفريقا و هندوستان، و يا كالاهايى چون ظروف، جواهرات و ....
امور فرهنگى:
مقصود از امور فرهنگى، كارهايى است كه به نحوى با فعاليتهاى علمى، آموزشى در ارتباط بود. شيعيان در اين زمينهها نيز فعاليتها داشتند؛ برخى به كار آموزش اشتغال داشتند و معلم، مؤدب[٥] يا مكتبدار بودند.[٦] برخى نيز در مشاغل ديگرى فعاليت مىكردند كه با امور علمى در ارتباط بود، مانند كتابت، نسخهبردارى، كتابفروشى، صحّافى و كارهايى از اين قبيل كه مىتوان آن را جزو خدمات فرهنگى بهشمار آورد.[٧]
مشاغل حكومتى:
مشاغل حكومتى داراى مراتب مختلفى بود و از سطوح پايين، مانند كارهاى
[١] - همان، ص ٢٨٧ و ٤٦٥.
[٢] - همان، ص ٤٤٨.
[٣] - همان، ص ١٨٢.
[٤] - همان، ص ٣٦٨.
[٥] - مؤدب، اصطلاحا به آموزگاران خصوصى اطلاق مىگرديد كه آموزش و تعليم بزرگزادگان به آنان سپرده مىشد. كار مؤدب فراتر از كار معلم بود و علاوه بر آموزش كودك، تربيت و پرورش روحى و اخلاقى وى را نيز برعهده داشت؛ لذا نام ايشان از ماده أدب گرفته شده است.
[٦] - ر. ك: همان، ص ١٩٩ و ٣٧٢ و ٤٠٧ و راوندى، قصص الانبياء، ص ٢١٠. او از احمد بن يحيى كه مكتبدار( مكتّب) بود روايتهايى نقل كرده است.
[٧] - ر. ك: همان، ص ٦٥ و ١٦٥ و ٢٣٧ و ٢٨٠.