اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٧٥
منسوب بودند كه علت آن به زمان احداث شهر بازمىگردد. منصور عباسى بانى شهر بغداد، و پس از او ديگر جانشينانش، محلات بغداد را به سرداران و نزديكان خود واگذار مىكردند و از اينرو محلههاى شهر به نام ايشان شهرت مىيافت[١] و اين امر حكايت از آن نداشت كه خانواده يا عشيره اين افراد در آن محله سكونت داشتند، بلكه اعضاى خاندانها و قبايل مختلف بهطور پراكنده در محلات گوناگون مىزيستند. در عين حال اين بدان معنا هم نيست كه هيچگاه افراد يك خاندان همگى در يك محله سكونت نداشتند، چنانكه در تاريخ بغداد به مواردى از اين قبيل اشاره شده است.[٢] به هر تقدير ساختار قبيلهاى، در تفكيك محلات شيعهنشين و سنىنشين شهر بغداد، آنچنانكه در كوفه مؤثر بود، تأثير نداشت، بلكه عامل مؤثر در اين جدايى همان اختلافات مذهبى بود كه پيروان هريك از ايندو مذهب را به سكونت در كنار هم و در محلاتى جدا از مخالفان خود وا مىداشت، بهويژه اگر بروز تنشها و درگيرىهاى ميان آنان را، كه گاه به كشتار و قتل و غارت مىانجاميد[٣] در نظر آوريم، اين اقدام پيروان مذاهب مختلف توجيه بيشترى مىيابد، از اينرو مشاهده مىكنيم كه پيروان اين مذاهب بهويژه شيعيان در بغداد، دست كم از قرن سوم به بعد، محلاتى خاص خود در اين شهر داشتند.[٤]
[١] - ر. ك: بغدادى، تاريخ بغداد، ج ١، ص ٩٠- ٩١.
[٢] - ر. ك: همان، ص ٨٩ و ٩٠. محله مردم انبار و محلّه بنى نهيك.
[٣] - مواردى از اين حوادث را ابن الجوزى( م ٥٩٧ ف) در كتاب خود المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم، در ذيل حوادث سالهاى ٣٢٠ ق به بعد آورده است.
[٤] - اين امر اختصاص به شيعيان نداشت چنانكه مثلا حنبليان، كه از قرن چهارم هجرى تحت زعامت فردى به نام حسن بن على بربهارى( م ٣٢٩ ق)، در بغداد قدرتى به هم رسانيده بودند، محلهاى خاص خود داشتند كه مركز حملات سازماندهى شده عليه شيعيان و محلات شيعهنشين بود، مثل محله باب البصره، به گفته تنوخى، آنان مسجدى هم براى خودشان ساخته بودند كه به مسجد ضرار معروف شد. ر. ك: تنوخى، نشوار المحاضره، ج ٢، ص ٢٣٣ و ابن جوزى، المنتظم، ج ١٣، در جاهاى متعدد و موسوى، زندگى سياسى و فرهنگى شيعيان بغداد، س ٣٦.