اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٧
اطلاعات كتابش را از روايات مستندى كه خود شنيده، فراهم ساخته است، گرچه در اين كتاب گاه روايات مرسل و راويان ضعيف نيز به چشم مىخورند؛ ولى به جهت وجود روايات، اين كتاب در تأليفات هم عصر وى و يا پس از او، و نيز به جهت شخصيت ممتاز علمى مؤلّف، كه وى بهعنوان يكى از بزرگترين محدثان عصر خويش است، نمىتوان آن را مورد قدح و طعن قرار داد. شيخ صدوق در كتاب خود كمابيش شيوه پدرش در تأليف كتاب الامامه و التبصرة من الحيره را به كار برده است و پس از ذكر رواياتى درباره امامت و حيات ائمه اثنى عشر و رفع شبهات فرقههايى چون زيديه و واقفيه، به موضوع مهدويت پرداخته و در آن بهطور مفصل رواياتى درباره ولادت و امامت مهدى (عج)، مسأله غيبت، نائبان و وكيلان امام و مسايل مربوط به غيبت ذكر كرده است و در اين مباحث، از روايات پدرش نيز بهره برده است. اين كتاب از جهت اطلاعاتى كه درباره وكيلان امام، وضعيت عمومى شيعيان و ارتباط متقابل آنان و امام (عج) در عصر غيبت صغرى ارائه داده، حائز اهميت است.
تقريبا همزمان با كمال الدين و تمام النعمه و شايد اندكى پيش از آن، ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم بن جعفر كاتب، معروف به ابن ابى زينب نعمانى (م ٣٦٠ ق) كتاب الغيبه خود را به رشته تحرير درآورد. نعمانى در طى سفرهاى مكرر، روايات خود را از مشايخ مختلفى فراگرفت كه در بين ايشان شخصيتهاى ممتاز شيعه، مانند كلينى، راويان زيدى چون ابن عقده و نويسندگان واقفى مذهب مثل احمد بن نصر بن هوذه باهلى به چشم مىخورند. در عين حال نجاشى وى را از مشايخ اماميه و عظيم القدر، و داراى عقيدهاى درست دانسته است.[١] كتاب الغيبه او كه آن را در زمان حياتش در شهر حلب روايت مىكرد و بعد از مرگش نيز از كتابهايى بود كه
[١] - نجاشى، رجال، ص ٣٨٣.