اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٦٢
غائب عليه السّلام فرستاد؛ بعدها نامهاى از ناحيه امام به دست او رسيد كه ضمن تأييد وصول اموال به نكاتى اشاره داشت.[١] ظاهرا شيعيان آوه، كه جمعيت قابلتوجهى بودند و بعدها اكثريت مردم شهر را شامل مىشدند با مردم سنى مذهب شهر ساوه، پيوسته نزاع و درگيرى داشتند.[٢] مهاجرت سادات علوى به شهر آوه نيز، همانند شهر قم حاكى از رواج چشمگير مذهب تشيع در اين شهر است.[٣]
قزوين: قزوين از شهرهاى بزرگ و با اهميت ايالت جبال به شمار مىرفت و براى مدتها طى قرنهاى اول و دوم هجرى، مركز اعزام نيروهاى مجاهد مسلمان به مرزهاى شمالى براى جهاد با غير مسلمانان، در ناحيه گيلان و خزر، بود. در بين رجال شيعه قرن دوم و سوم هجرى به نام شمارى از اهل قزوين برمىخوريم كه برخى مانند داوود بن سليمان قزوينى، از اصحاب امامان عليهم السّلام بودند.[٤] وى در عصر امام رضا عليه السّلام زندگى مىكرد. به گفته رافعى امام در مسير راه خود به سمت خراسان در قزوين در خانه وى اقامت كرد.[٥] برخى از اينان نيز در عصر غيبت صغرى مىزيستند، مانند على بن محمد قزوينى كه در سال ٣٥٦ ق در بغداد درگذشت و داراى كتابهايى بود.[٦] شيعيان قزوين با ائمه عليهم السّلام، و در دوران غيبت با وكيلان امام عليه السّلام در ارتباط بودند و اموال و نامههايى را براى ايشان مىفرستادند.[٧] آنان همچنين با عالمان شيعه، در مراكز مهم علمى شيعيان، در ارتباط بودند؛ چنانكه در آثار شيخ صدوق از رسالههاى نام برده شده كه در آن به
[١] - مفيد، الارشاد، ص ٣٥٥ و مجلسى، بحار الانوار، ج ٥١، ص ٢٩٩.
[٢] - قزوينى، آثار البلاد، ص ٣٤٢؛ ياقوت، همانجا و جلالى، آوه دومين كانون تشيع در ايران، ص ٢١٥.
[٣] - ر. ك: جلالى، آوه، ص ٢٣٠ و بعد از آن.
[٤] - نجاشى، رجال، ص ٢٦٣ و جعفريان، تاريخ تشيع در قزوين، ص ١٤.
[٥] - رافعى، التدوين، ج ٢، ص ٢٧٢.
[٦] - نجاشى، همان، ص ٢٦٧.
[٧] - ر. ك: طبرسى، احتجاج، ج ٢، ص ٢٧٧.