اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٦٠
عمدهاش اين بود كه هيچ شهرى در آن زمان وجود نداشت كه مردمش اينچنين بهطور كامل شيعه دوازده امامى باشند، از اينرو شهر قم، پناهگاه علويانى بود كه از ظلم و ستم حكام و امراى عباسى گريزان بودند و به اين شهر پناه مىآوردند.
وجود مدفن شمارى از علويان در اين شهر شاهد خوبى بر اين امر است كه از آن جمله مىتوان به موسى مبرقع، فرزند امام جواد اشاره كرد كه در سال ٢٥٦ ق به قم آمد و در همانجا مدفون است. پس از او چند تن از خواهران و برادران وى نيز به قم آمده در اين شهر سكونت كردند.[١] پيش از وى، زمانىكه فاطمه معصومه دختر امام كاظم عليه السّلام در سال ٢٠١ ق به ايران آمد با استقبال و اصرار مردم قم به اين شهر وارد گشت و پس از درگذشت زود هنگامش، در همين شهر به خاك سپرده شد.[٢] در كتاب تاريخ قم درباره ساداتى كه به قم عزيمت كردند و خاندانهايى را در اين شهر بهوجود آوردند، شرح مفصلى آمده است. از گفتار مؤلف چنين برمىآيد كه سادات و علويان، شهر قم را حتى بر نواحى طبرستان و رى ترجيح مىدادند.[٣] بدين ترتيب در عصر غيبت صغرى، شهر قم بهعنوان يك شهر كاملا شيعى شناخته مىشد و خاندانهاى شيعى و مشهورى در آن مىزيستند كه بر امور اجتماعى و علمى شهر نظارت و اشراف داشتند.
رى: رى از شهرهاى بزرگ ايالت جبال و از نظر موقعيت سياسى حائز اهميت بود و تمايلات شيعى قوى در آن وجود داشت. تشيع بهطور گسترده از آغاز قرن سوم هجرى در اين شهر نمودار شد و با امارت يافتن يك حاكم شيعى دوازده امامى به نام مادرايى، تشيع در دهههاى ميانى اين قرن بروز و ظهور آشكارى يافت. وجود محدثان و راويان و عالمان برجستهاى كه در عصر غيبت در اين شهر
[١] - قمى، تاريخ قم، ص ٢١٥.
[٢] - همان، ص ٢١٣.
[٣] - نك، جعفريان، همان، ص ١٨٦ و قمى، تاريخ قم، ص ٢٠٨ و ص ٢٠٩.