اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٣٧
موجب شد تا كسان بسيارى زبان به ستايش او بگشايند.[١]
احمد بن فرات مردى فقيه بود برخى او را داناترين مردم به فقه مذاهب اسلامى دانستهاند. وى در ادبيات و شعر نيز دست داشت و خود شعر مىسرود و خصلتهاى پسنديدهاش موجب شده بود تا شاعران ممتاز اين دوره مانند ابن معتز و بحترى او را ستايش كنند.[٢] او در سال ٢٩١ ق درگذشت و برخى برآنند كه با توطئه قاسم بن عبيد اللّه وزير، مسموم گرديد.[٣] از پسران احمد، فقط درباره ابو الخطاب عباس (٢٥٨- ٣٣٨ ق) اطلاعات اندكى در دست است كه چندان در كارهاى سياسى دخالت نداشت. گويا يكبار كه منصب وزارت به وى پيشنهاد شده بود از پذيرفتن آن خوددارى كرد،[٤] هرچند در زمان وزارت عموى خود ابو الحسن على بن فرات، ظاهرا در ارتباط نزديكى با او بود و او را از شايعاتى كه به سبب تحريكات دشمنانش در ميان مردم رواج داشت، آگاه مىكرد.[٥]
مشهورترين چهره سياسى اين خاندان و شخصيت سياسى شيعه در اين زمان، ابو الحسن على بن محمد بن موسى بن فرات وزير (٢٤١- ٣١٢ ق)، فرزند ديگر محمد بن موسى بن فرات بود كه پيشتر درباره فعاليتهاى سياسى او در مناصب مختلف ديوانى و ادارى، تا تصدى مقام وزارت صحبت شد. حضور وى در دستگاه حكومت، زمينه را براى ورود شيعيان به عرصههاى سياسى و حكومتى فراهم ساخته بود. ابو الحسن با استفاده از نفوذ و قدرت سياسى خود، افرادى را در مشاغل ادارى و مناصب دولتى به كار مىگمارد. او سه پسر خود حسين، فضل و محسّن را به كارهاى ديوانى وارد ساخت و مشاغل دولتى داد. در اين ميان محسّن
[١] - ر. ك: همان، ص ٢٠٥- ٢٠٨.
[٢] - ر. ك: همان، ص ٨٦ و ٨٧ و ...، و ديوان بحترى، قصيده ٢٤٠.
[٣] - همان، ص ١٥٢ و تنوخى، نشوار المحاضره، ج ٣، ص ٢٧١.
[٤] - خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، ج ١٢، ص ١٥٩.
[٥] - مسكويه، تجارب الامم، ج ١، ص ٥٢.