اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٢٩
ق او را به وزارت گمارد.[١] فضل بن فرات در دوره وزارتش با مشكلات بسيارى روبرو بود. وضعيت آشفته دستگاه حكومتى بغداد و جنگ و نزاع شديد و دائمى امرا براى به دست گرفتن قدرت مطلق، زمينه هرگونه فعاليت سازندهاى را از بين برده بود. دسيسهها و نيرنگهاى دولتمردان كه امرى عادى در اين دوره محسوب مىشد و موجب بدبختى و هلاكت افراد زيادى گرديد، مانع سامان بخشيدن به اين وضعيت پريشان بود و همين امر، در نهايت به بركنارى فضل بن فرات از وزارت در سال ٣٢٦ ق منجر شد. او اندكى بعد درگذشت، درحالىكه خليفه عباسى قصد داشت او را دوباره به منصب وزارت بازگرداند.[٢] فضل بن فرات را به دانش و پاكدامنى و ديندارى ستوده و از بزرگان بنى فرات خواندهاند و حتى رقيبانش به كاردانى و كفايت او در امور ديوانى اقرار داشتند.[٣] او مباحثات علمى ميان دانشمندان و انديشمندان ترتيب مىداد كه از برخى از آنها ياد شده است.[٤] او در آخرين سالهاى زندگانى حسين بن روح، نائب سوم امام دوازدهم، و آغاز نيابت على بن محمد سمرى وزارت كرد. او در عرصه سياسى با همان گرفتارىهاى ابن فرات اول روبرو بود و گذشته از درگيرىهايى كه با رقيبان و مخالفان دربارى خود داشت، آوازه و شهرت تشيع وى و خاندانش پيوسته براى او مشكلاتى بوجود مىآورد، چنانكه به آن اشارهاى شد. اگرچه نفوذ و قدرت فضل بن فرات همانند ابن فرات اول نبود، با اين حال نبايستى تأثير و موقعيت سياسى وى را بر جامعه شيعه ناديده گرفت. حضور سياسى بنى فرات در حكومت عباسيان، در واقع با مرگ فضل بن فرات، آخرين وزير منتخب از اين خاندان به آخر رسيد.
[١] - ابن اثير، همان، ص ٣٢٨ و مسكويه، همان، ص ٣٦٧.
[٢]- مسكويه، همان، ج ١، ص ٤٠٩.
[٣] - ر. ك: همان، ص ٢٤٤ و قرطبى، همان، ص ١٧٣ و ابن اثير، همان، ص ١٨٤.
[٤] - ابو حيان توحيدى، الامتاع و المؤانسه، ص ١٠٧- ١٢٨.