اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٢٠
بسته، آنها را چپاول مىكردند.[١] آنان بارها تا نواحى كوفه پيش آمدند و اين شهر را مورد حملات خود قرار دادند بدينگونه وجود قرمطيان در منطقه، خطرى جدى براى حكومت عباسى بهشمار مىرفت و مدتها دولتمردان عباسى را به خود مشغول ساخته بود. طى سالهاى ٣١٥ تا ٣١٧ ق، فعاليت ابو طاهر جنابى شدت بيشترى يافت. وى دامنه اقدامات خود را به نواحى مركزى و غربى شبه جزيره عرب نيز گسترش داد و در سال ٣١٧ ق سپاهيان وى به مكّه يورش آوردند و پس از غارت و كشتار بسيار، حجر الاسود را از كعبه جدا ساخته، به مركز حكومت، در هجر، بردند[٢] و تنها پس از ارسال نامهاى از جانب عبيد اللّه المهدى، اولين خليفه فاطمى در مغرب، ابو طاهر به بازگرداندن حجر الاسود و اموال كعبه اقدام كرد.[٣] قرمطيان همچنان به فعاليتهاى قبلى خود ادامه مىدادند و پس از مرگ ابو طاهر جنابى در سال ٣٣٢ ق برادرش ابو منصور احمد، رهبرى قرمطيان را به دست گرفت و تا سال ٣٦٦ ق، سه نفر ديگر در بحرين امارت داشتند. از آن پس اداره حكومت به دست شوراى بزرگان بود تا به سال ٤٧٠ ق، كه اساس امارت قرمطيان به دست سلجوقيان برچيده شد.
در همان زمانىكه ابو سعيد جنابى در بحرين قدرت را به دست داشت، گروههاى ديگرى از قرمطيان، در نواحى مركزى عراق و گروهى در نواحى شام، دست به فعاليتهاى مشابهى زدند. قرمطيان عراق از اتباع ابو سعيد جنابى بودند؛ ولى قرمطيان شام را شخصى به نام زكرويه بن مهرويه، كه از داعيان اين مذهب بود، رهبرى مىكرد. ابتداى كار او در عراق بود و سپس فعاليتهاى خود را به شام منتقل كرد. در سال ٢٨٩ ق، بعضى قبايل عرب شمال عراق با پسرش يحيى بيعت
[١] - ر. ك: همان، ص ١٥٦ و ١٦٠.
[٢] - همان، ص ٢٠٧.
[٣] - همان، ص ٢٠٨.