اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١١٨
از آن بر تمام حجاز استيلا يافت. از اين خاندان هفت نفر تا سال ٣٠٥ ق امارت داشتند.[١] خاندان ديگرى از سادات، به نام سليمانيان از سال ٣٠١ ق، در ايام خلافت المقتدر عباسى (خلافت ٢٩٥- ٣٢٠ ق) در مكّه حكومت كردند. اينان از نسل سليمان بن داوود، از نوادگان امام حسن عليه السّلام بودند. سليمانيان خطبه عباسيان را قطع كرده، به نام خود خطبه مىخواندند.[٢] چندى نيز خاندان بريدى، از خاندانهاى متنفذ سياسى در اين عصر، بر نواحى اهواز و جنوب عراق امارت داشتند كه سلطه و قدرت آنان، ثبات و دوام چندانى نداشت و با آمدن آل بويه به اين نواحى، سيطره خود را از دست دادند. در همين ايام قرمطيان، شاخهاى از فرقه اسماعيليه، بر نواحى بحرين و احساء و جنوب عراق سلطه داشتند؛ ولى نمىتوان از آنان بهعنوان يك دولت ياد كرد؛ بلكه جنبش آنها بيشتر يك حركت سياسى- نظامى بود كه مدت مديدى دوام يافت. اقدامات قرمطيان اثرات نامطلوب زيادى بر وضعيت جامعه شيعه داشت و موجب اعمال فشارهاى فوق العادهاى از سوى هيئت حاكمه بر شيعيان مىشد، چنانكه در اثر گسترش اقدامات قرمطيان، همانطور كه قبلا اشاره شد، ابن فرات، وزير شيعى دربار عباسى، به اتهام همكارى با آنان بركنار و اعدام گرديد[٣] و نيز حسين بن روح، سومين نائب امام دوازدهم، مدتها زندانى و گرفتار شد.[٤] از اينرو باتوجه به اهميت قرمطيان، در تحولات سياسى اين دوران، به فعاليت و عملكرد آنان اشارهاى مىكنيم.
قرمطيان پيروان حمدان قرمط بودند و از اينرو بدين نام خوانده شدند و عقيده داشتند بعد از امام صادق عليه السّلام نواده او محمد بن اسماعيل، امام بر حق است[٥].
[١] - ابن خلدون، العبر، ج ٤، ص ١٢٧.
[٢] - همان، ص ١٢٧.
[٣] - ر. ك: همين كتاب، فصل چهارم و قرطبى، صلة تاريخ الطبرى، ص ٨٢.
[٤] - نوبختى، فرق الشيعه، ص ٧٢.
[٥] - همان، ص ١٠٥ و ص ١٠٧.