اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١١٥
داشت و در سال ٣١٧ ق در توطئهاى كه عليه خليفه المقتدر برپا شده بود شركت كرد و به قتل رسيد.[١]
پس از كشته شدن عبد اللّه بن حمدان، پسر او به نام حسن، امارت موصل را به دست گرفت و خليفه المقتدر نيز، امارت حسن بن عبد اللّه را به رسميت پذيرفت.[٢] حسن بن عبد اللّه، كه بعدها به ناصر الدوله ملقب گشت و تأسيس دولت حمدانى به او منسوب است، از اين زمان نقش بارزى در حوادث سياسى عراق ايفا مىنمود.
او براى دستيابى به قدرت سياسى بيشتر، در مركز خلافت تلاش مىكرد و روابط تيرهاى با خليفه المقتدر (م ٣٢٠ ق) و الراضى (خلافت ٣٢٢- ٣٢٩ ق) داشت و درگيرىهاى مكرر او با نيروهاى عباسى موجب شد تا در سال ٣٢٥ ق بر تمام نواحى شمالى عراق تسلط يابد. او در سال ٣٣٠ ق، از جانب خليفه المتقى، به منصب امير الامرايى، بالاترين مقام سياسى پس از خليفه، گمارده و به او لقب ناصر الدوله و به برادرش على، لقب سيف الدوله داده شد. ولى امارت او در منصب جديد بيش از يك سال به طول نينجاميد. حكومت ناصر الدوله بر نواحى شمال عراق، تا سال ٣٥٨ ق، كه توسط پسرش ابو تغلب از حكومت بركنار شد، ادامه يافت. از سال ٣٣٠ ق، شاخه ديگرى از حمدانيان، به رياست على سيف الدوله، برادر ناصر الدوله، در نواحى حلب در شام، حكومت مستقلى برپا كردند.
حمدانيان موصل و حلب، درگيرىهاى بسيارى با دولتهاى مقتدر همجوار خود، آل بويه، فاطميان، اخشيديان و روم داشتند. حمدانيان موصل در سال ٣٦٩ ق به دست آل بويه برچيده شدند و قلمرو آنان ضميمه دولت بويهيان گرديد[٣] و حمدانيان حلب، در زمان جانشينان سيف الدوله، به تدريج قدرت خود را از
[١] - ر. ك: قرطبى، صلة تاريخ الطبرى، ص ٩٢٥ و سامرا، دولت حمدانيان، ص ١١٦.
[٢] - سامر، همان، ص ١٠٠.
[٣] - ابن اثير، همان، ص ٦٩٩.