انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٤ - براق يا مركب فضايى
دوازدهم: دستگاه او پيچيده و غامض بوده (مطوية الخلق.)
سيزدهم: مانند نفس آدمى نفس داشته.
چهاردهم: سخن را مىشنويد و مىفهميد. (شايد مانند كمپيوتر امروزى و دستگاههاى هوشمند و خودكار، داراى گيرنده و فرستنده بوده است.)
پانزدهم: در بين براق فقط جاى يكنفر بوده (كوكر الطير)
شانزدهم: هفتاد هزار جلو و زمام داشت (بنا بر يك نسخه روايت يكهزار جلو)
هفدهم: اين مركب تا مقدارى رفته و ديگر نتوانسته در مقابل شرايط فضا استقامت كند و مركب ديگرى به اسم (برقه) آورده شده، و در جايى نور، حركت او را شدت بخشيده[١] و در مواقع پايين آمدن در يك محل، مركب ديگر به اسم (رفرف) او را سير داده است و گاهى اين مركب به پلكان (زينه پايه) تشبيه شده.
در روايت ابن عباس چنين آمده كه ناگاه پلكانى از طلا را كه پايههاى او از نقره بود، مركب [تركيب شده] از لؤلؤ و ياقوت بود و درخشش زيادى داشت آوردند، پايين آن بر سنگ بيت المقدس قرار گرفته و سر آن به سوى آسمان بوده جبرئيل گفت: بالا شو! در آسمان اول پلكان ديگر و در آسمان سوم پلكانى كه از نور بوده و به نور پيچيده شده بود، آوردند.[٢]
[١] - دانشمندان امروزى به اين فكر افتادهاند كه بتوانند سربازهارا به وسيله امواج نور نقل و انتقال دهند، همانطورىكه صدا را نقل و انتقال مىدهند، اگر اينكار صورت بگيرد، وضع جنگها تغيير فاحشى خواهد يافت. البته اين جمله روايت خيلى قابل دقت است كه( فزخ بى فى النور زخا).
[٢] - روايات براق را مىتوانيد در كتاب، بحارالأنوار/ ج ١٨، ص ٣١١- ٣١٦- ٣١٧- ٣٧٨- ٣٩٠- ٣٩٧ و ٤٠٢ مطالعه نماييد.