انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٢ - اصول كلى آيات مباركه
از بدن انسان قطع مىكند. «وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا» اوست كه انسان را زنده مىدارد و اوست كه انسان را مىميراند، مرگ و حيات هردو به اراده خدا است تا او نخواهد هيچ كسى هم نمىتواند ارتباط روح را از بدن قطع كند، منتهى بطور كلى، اسباب و علل مرگ، گاهى به اراده انسانها است و گاهى خارج از اراده آنان، مثلا، اگر كسى خود را از پشت بام به زمين بيندازد، سبب مرگ خود را فراهم كرده است و ازاينكه زمينه حيات در بدن او از بين مىرود، خدا اراده مىكند كه روح ارتباط خود را از او قطع مىكند.
اصل هفتم: «وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى»
خداوند هر فرد را به صورت جفت آفريده است؛ يعنى در هرچيز از جنس زن و مرد قرار داده است، اگر چنين نمىبود نسل موجودات تاكنون قطع مىگرديد. به عنوان مثال اگر حضرت آدم عليه السلام تنها مىبود، تاكنون زنده نمىماند و معلوم بود كه بعد از او نسل انسان قطع مىگرديد، از اينكه خداوند جل جلاله حضرت و حوا را در كنار آدم خلق كرد، زمينه تجديد نسل براى آدم فراهم شد، تا روز قيامت نسل او تداوم پيدا كرد. در غير انسان مانند حيوان و غيره نر و ماده قرار دارد.
اصل هشتم: «مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى»
خلقت زوجين از همان نطفهى است كه از صلب مرد خارج و در رحم زن مىريزد، تمام موجودات زنده با آميزش جنسى، زمينه تداوم نسل شان را فراهم مىكند؛ اگر جنسنر، با جنس ماده، ارتباط جنسى برقرار نكند، نطفهاى به وجود نمىآيد، همين ارتباط جنسى زن و مرد است كه از آن نطفه منعقد مىشود و نسل تداوم پيدا مىكند.