انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٧ - جنگ هاى داخلى
نفر را مهار كنند، صف آرايى نظامى مىكردند، تمام اينها از نواقص جهاد ما بود؛ اگر احزاب ما يكجا مىشدند، فوايد و بركات زيادى را به همراه مىآورد؛ ولى افسوس كه چنين كارى صورت نگرفت.
همانگونه كه قبلًا اشاره كردم، خارجىها روى بعضى از احزاب نفوذ داشتند و نمىگذاشتند آنها متحد شوند؛ خارجىها منافع خود را در پراگندگى مجاهدين مىديدند، به همين دليل احزاب مزدور و فاقد اراده نمىتوانستند با ديگران متحد و يكجا شوند. يكمقدار خارجىها مقصر بودند؛ ولى تقصير عمده از خود احزاب بود، اكثر احزاب يا فاقد اراده بودند و يا بهخاطر منافع شخصى خود راضى نبودند كه انسجام به وجود آيد، رهبران جهادى هركدام خواب ارگ (قصر) رياست جمهورى مىديدند، كسى به فكر مردم نبود، جهاد را مردم كردند؛ ولى در موقع پيروزى، متأسفانه، رهبران احزاب، مردم را اصلًا حساب نمىكردند و همه به فكر چوكى و قدرت بودند.
٢- فرق عمده ديگر بين جهاد اسلامىما و مبارزه ويتنامىها اين بود كه ما در دوران جنگ هميشه به دنبال توپ و آرپىجى هفت و ديگر سلاحهاى سنگين مىگشتيم، سرانجام حتى به موشكهاى (استينگر) هم رسيديم، ما دنبال چنين سلاحهايى مىگشتيم كه با آنها هواپيماها و تانكهاى دشمن را منهدم نماييم، هميشه به جنگهاى جبهه به جبهه فكر مىكرديم، هيچگاه مجاهدينما، مانند مبارزين ويتنام، به جنگهاى چيريكى فكر نمىكردند. ويتنامىها در مبارزه با آمريكا، به اندازه ما مصرف نكردند، آنان بيشتر از