انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٦ - قالب ها سازى فكرى
قالبها سازى فكرى
انسان بايد براى زندگانى هدفمند، قالب داشت باشد، شما ديدهايد كه در بعضى جاها كورههاى خشت پزى وجود دارد، براى ساختن خشت، قالب چوبى يا فلزى درست مىكنند، همچنين بعضى كسبهكاران ديگر مانند زرگر، براى انگشتر يك قسم قالب درست مىكنند، براى گوشواره قسمى ديگر، براى دستبند نوعى ديگر قالب، براى هرچيز يك قالب جداگانه مىسازند، طلاها را وقتى آب مىكنند و در قالب مىريزند، هركدام شبيه همان قالب خود بيرون مىشود، فكر انسان نيز چنين است، هركس براى خود بايد يك قالب فكرى درست كند. به چه فكر مىكند، به همان مىرسد، مردمىكه فقط به فكر شكم خود هستند و به شكم خود فكر مىكنند، به پيشرفتهاى ديگر دست نمىيابند، چونكه همتشان پايين است، فقط به فكر شكم خود مىباشند.
چنين مردمى اولًا باهمديگر اتفاق نمىكنند؛ زيرا شكم انسانها مختلف است، همانگونه كه نفسهاى مردم مختلف است. هركس بهخود فكر مىكند، در بين چنين مردمى هيچوقت اتفاق واقع نمىشود و دور يكديگر جمع نمىشوند، وقتى جمع به وجود نيايد، مسلماً هيچ پيشرفتى هم صورت نمىگيرد. قالب فكرى انسان بايد وسيع و چند بعدى باشد، هم به فكر شكم باشد، هم به فكر اجتماع باشد، هم به فكر دنيا باشد و هم به فكر آخرت. غالب آنانىكه فكر تك بعدى دارند؛ يعنى تنها به فكر شكم خود مثلًا هستند، در واقع دين درستى هم ندارند، دينشان خيلى ضعيف است، اگر كسى دين داشته باشد، دين براى انسان جهت مىدهد، دين