انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٢ - همرنگى با جماعت
فرو بردند. پروردگارا! عذاب آنان را دوچندان كن و برآنان لعنت بفرست، لعنت بس بزرگ. اين چنين بهانهگيرى مىكند.
در روز قيامت از آنان پرسيده مىشود كه چرا گمراه شديد؟ مىگويند: ما مستضعف بوديم، از بزرگان خود اطاعت مىكرديم و آنان بودند كه ما را از راه راست منحرف كردند، بزرگان به ما مىگفتند فلان كار را انجام دهيد، ما هم نمىتوانستيم از دستور آنان عدول نماييم. آنان به ما خيانت كردند، مثلًا، آنان بودند كه از خارجىها پول مىگرفتند، همه را در جيب خود مىانداختند و مقدارى كمى را هم به ما مىدادند كه برويم براى آنان جاسوسى كنيم، بين مردم اختلاف بيندازيم، به دين خود خيانت كنيم، آنان به ما مىگفتند و ما نيز از آنان مطابعت مىكرديم!. متخلفين مىخواهند عذر تراشى كنند، در حالىكه خداوند جل جلاله اين عذر هارا نمىپذيرد. مگر اين دليل متخلفين معقول است كه مىگويند: كلانهاى ما گفتند! خودشان انسان نبودند؟ عقل نداشتند؟ چرا از عقل خود استفاده نكردند كه به حرف بزرگان خود گوش دادند؟! بعضىها مىگويند: محيط خراب بود، ما مجبور بوديم به تبعيت از ديگران اينكار را انجام دهيم، به تبعيت از ديگران از دستور خدا و رسولش سرپيچى كنيم. بهقول شاعر:
|
خواهى نشوى رسوا |
همرنگ جماعت باش! |
|
همرنگى با جماعت
محيط ما اينگونه است، ما مجبوريم همرنگ مردم باشيم! سؤال اين است، محيط اگر خراب باشد، همهى مردم از انسانيت خود دست بكشند؟ آقا! خانم! محيط