دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥ - ١/ ١ - ٤ جاى خروج سفيانى
مردى تنومند، كوتاهقد و چهارشانه است كه موهاى جلوى سرش ريخته و فرمانده طلايهدارانش، مردى از قوم اوست. هر كس از اهل مشرق كه در شام است، در جايى به نام بنيه با او مىجنگد و اهل حمص با اهل مشرق و ياران آنان در جنگند و در آن روزگار، لشكر بزرگى دارند و با آنها در كنار دمشق مىجنگد و همه آنان را شكست مىدهد.
سپس از دمشق و حمص مىآيد و به سفيانى مىپيوندد و با اهل مشرق در جايى به نام يدين، در ناحيه شرقى حمص، رويارو مىشوند و هفتاد و اندى هزار در اين جنگ كشته مىشوند كه سه چهارم آنها، از اهل مشرق هستند و شكست مىخورند، و اين لشكر اعزامى سفيانى به سوى مشرق، حركت مىكنند تا در كوفه فرود آيند و در اين ميان، چه خونها ريخته و شكمها دريده و كودكها كشته مىشوند و چه مالها به غارت مىروند و چه خونها حلال شمرده مىشوند. آن گاه سفيانى به او مىنويسد كه پس از ويران كردن كوفه، به سوى حجاز حركت كند».[١]
١١٦٢. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از عيّاش بن عبّاس، از كسى-: على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: «هنگامى كه [خبر] لشكر سفيانى به مردمى از مدينه مىرسد، آنان به مكّه مىگريزند. سه تن از اين عدّه، از قريش و چهرههاى سرشناس هستند».[٢]
١١٦٣. تاريخ بغداد- با سندش به نقل از ابن مسعود-: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هنگامى كه سفيانى از فرات عبور مىكند و به جايى به نام عاقرقوفا[٣] مىرسد، خداوند، ايمان را از دلش محو مىكند و از آن جا تا نهر دُجيل، فقط هفتادهزار جنگجوى شمشير به دست را مىكُشد و بيش از اين تعداد را از ديگران، و بر خزانه طلا چيره مىشوند و جنگجويان و پهلوانان را مىكُشند و شكم زنان را مىدرند و مىگويند: شايد پسرى
[١]. الفتن: ج ١ ص ٣٠١ ج ٨٧٨.
[٢]. الفتن: ج ١ ص ٣٢٣ ج ٩٢٤.
[٣]. عاقرقوفا، از آبادىهاى منطقه دُجَيل و در چهار فرسخى بغداد است.