دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧ - ١/ ٣ - ٢ گزارشهايى در باره مكان و زمان كشته شدن نفس زكيه
آن گاه مردى از يارانش را فرا مىخواند و به او مىگويد:" به سوى مكّيان برو و بگو:
اى اهل مكّه! من فرستاده فلانى به سوى شما هستم و او به شما مىگويد: ما خاندان رحمت، معدن رسالت و خلافت و فرزندان محمّد و از نسل پيامبران هستيم و پس از وفات پيامبرمان تا امروز به ما ستم شده و بر ما فشار آورده شده و چيرگى گشته و حقمان ربوده شده، و اكنون از شما يارى مىخواهيم. يارىمان دهيد". هنگامى كه اين جوان، اين سخن را مىگويد، به سويش مىآيند و او را ميان ركن [حجرالأسود] و مقام [ابراهيم] سر مىبرند و او همان نفْس زكيّه است. چون خبر او به امام مىرسد، به يارانش مىفرمايد:" آيا به شما نگفتم كه مكّيان، ما را نمىخواهند؟!" و يارانش، او را وا نمىنهند تا خروج كند و با سيصد و سيزده مرد به شمار جنگاوران بدر، از گردنه طُوى [در ورودى مكّه] سرازير شود و به مسجد الحرام وارد شود. او چهار ركعت نماز نزد مقام ابراهيم مىخواند و پشتش را به حجر الأسود تكيه مىدهد و پس از حمد و ثناى الهى و يادكرد پيامبر صلى الله عليه و آله و درود فرستادن بر او، سخنى مىگويد كه هيچ يك از مردمان آن را نگفته است».[١]
١٢٢٤. الغيبة، طوسى- با سندش به نقل از عمّار بن ياسر-: نوبت حاكميت خاندان پيامبرتان، در آخر الزمان مىرسد و آن نشانههايى دارد .... سپس مهدى عليه السلام ظهور مىكند و پرچمدارش شعيب بن صالح است و هنگامى كه شاميان مىبينند همه كارهايشان به دست فرزند ابو سفيان افتاده، به مكّه مىروند و اين هنگام، نفْس زكيّه و برادرش در مكّه به گونه بدى كشته مىشوند و ندا دهندهاى از آسمان، ندا مىدهد: «اى مردم! فرمانرواى شما، فلان كس است» و او همان مهدى است كه زمين را از
[١]. بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٠٧ ح ٨١( به نقل از سيّد على بن عبد الحميد در كتاب الغيبة)، سرور أهل الإيمان: ص ٩٣ ح ٧٠.