دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣ - ٢/ ٣ از ميان رفتن اسلام حقيقى
برافراشته خواهد شد». من گريستم و سپس گفتم: پس ما چه كار كنيم؟
امام عليه السلام به پرتو خورشيد كه به ايوان خانه راه يافته بود، نگريست و فرمود: «اى ابو عبد اللَّه! آيا اين نور را مىبينى؟». گفتم: آرى.
فرمود: «به خدا سوگند، امر ما از اين نور خورشيد، روشنتر است».[١]
١٢٨٩. الكافى- با سندش به نقل از مفضّل بن عمر-: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى در خانه نزد ايشان بودند. امام عليه السلام سخنى گفتند كه گمان بردم قصدش غير از من بود. فرمود: «هان! به خدا سوگند، صاحب اين امر (قيام و ولايت) از ديدههاى شما غايب و يادش فراموش مىشود، تا آن جا كه گفته مىشود: مرده، هلاك شده و معلوم نيست به كجا رفته است! و واژگون مىشويد، همان گونه كه كشتى در موجهاى دريا واژگون مىشود، كسى نجات نمىيابد جز كسى كه خداوند، از او پيمان گرفته و ايمان را در دلش نگاشته و با روح خود، استوارش داشته باشد و دوازده پرچم ناشناخته و شبيه حقيقى برافراشته مىشوند كه از يكديگر بازشناخته نمىشوند». گريستم.
فرمود: «اى ابو عبد اللَّه! چرا مىگريى؟».
گفتم: فدايت شوم! چگونه نگريم، در حالى كه مىفرمايى: دوازده پرچم شبيه حقيقى كه از هم بازشناخته نمىشوند!
در مجلس امام عليه السلام، روزنهاى بود كه نور خورشيد به آن راه مىيافت. امام عليه السلام فرمود: «آيا اين نور، روشن است؟». گفتم: آرى.
فرمود: «امر ما از اين نور، روشنتر است».[٢]
٢/ ٣ از ميان رفتن اسلام حقيقى
١٢٩٠. الكافى- با سندش به نقل از سكونى، از امام صادق عليه السلام، از امير مؤمنان عليه السلام-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «زمانى بر مردم مىآيد كه از قرآن، جز نشانى نمىماند و از اسلام، جز اسمى
[١]. الكافى: ج ١ ص ٣٣٦ ح ٣، الغيبة، طوسى: ص ٣٣٧ ح ٢٨٥، كمال الدين: ص ٣٤٧ ح ٣٥، الغيبة، نعمانى: ص ١٥٢ ح ١٠، دلائل الإمامة: ص ٥٣٢ ح ٥١٢، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٨١ ح ٩.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٣٣٨ ح ١١، الغيبة، نعمانى: ص ١٥١ ح ٩، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ١٤٧ ح ١٨.