دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - ب - زيارت دوم
را پيشِ روى تو ببينم. پس چگونه اين كار را نكنم، در حالى كه فقط يك مرگ است و يك كشته شدن و پس از آن، كرامت جاويدِ بىپايان؟!".
بىترديد، تو مرگت را ديدى و براى امامت از خود گذشتگى كردى و كرامت خدا را در سراى ماندن، ديدى. خداوند، ما را با شما، جزو شهيدان، محشور كند و همراهى با شما را در بالاترين درجه قرب به خدا، روزىمان سازد!
سلام بر بِشر بن عمر حَضرَمى![١] خداوند، گفتهات به حسين عليه السلام را سپاس گزارد كه چون به تو اجازه بازگشت داد، گفتى:" درندگان، مرا زنده زنده بخورند، اگر از تو جدا شوم و از قافلهها حال تو را بپرسم و تو را با كمىِ ياورانت، وا گذارم! اين، هرگز نمىشود".
سلام بر يزيد بن حُصَين[٢] هَمْدانىِ مِشرَقىِ قارى؛ كشته و بر خاك افتاده به شمشير مَشرَفى!
سلام بر عمر بن ابى كعب انصارى![٣]
سلام بر نَعيم بن عَجلان انصارى!
سلام بر زُهَير بن قَين بَجَلى كه چون حسين عليه السلام، به او اجازه بازگشت داد، گفت:
" نه! به خدا سوگند، اين هرگز نمىشود! فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در دست دشمنان اسير، وا گذارم و خود را نجات دهم؟! خداوند، هيچ گاه اين روز را برايم پيش نياورد!".
سلام بر عمرو بن قَرَظه انصارى![٤] سلام بر حبيب بن مُظاهر اسدى! سلام بر حرّ بن يزيد رياحى! سلام بر عبد اللَّه بن عُمَير كلبى![٥]
[١]. در المزار الكبير آمده:« بشير بن عمر حضرمى».
[٢]. در المزار الكبير آمده:« زيد بن حصين» و در مصباح الزائر آمده:« برير بن خضير».
[٣]. در برخى نقلها آمده:« عمران بن كعب انصارى» و« عمر بن كعب انصارى».
[٤]. در مصباح الزائر آمده:« عمر بن قَرَظه انصارى».
[٥]. در مصباح الزائر آمده:« عبد اللَّه بن عمر كلبى»