دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - ٢/ ٨ فتنههاى پياپى
٢/ ٨ فتنههاى پياپى
١٣١١. سنن أبى داوود- با سندش به نقل از عبد اللَّه بن عمر-: نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه از فتنهها ياد نمود و از آنها فراوان گفت تا به فتنه «احلاس»[١] رسيد. كسى گفت:
اى پيامبر خدا! فتنه «احلاس» چيست؟
فرمود: «آن، گريختن و غارت شدن است. سپس فتنه آسايش است كه از زير پاى مردى از خاندان من پيدا مىشود، و ادّعا مىكند كه از من است؛ امّا از من نيست و دوستان من، تنها پرهيزگاران اند. آن گاه مردم بر مردى اتّفاق مىكنند كه سست و بىپايه است و سپس فتنهاى بس تاريك و ظلمانى است كه كسى را از اين امّت نمىنهد، جز آن كه آسيبى به او مىزند و هنگامى كه گفته مىشود: تمام شد، به جنبش در آمده، متلاطم مىشود، و مرد در روزگار آن فتنه، صبح، با ايمان بر مىخيزد و شب، كافر به خواب مىرود تا اين كه مردم به دو دسته تقسيم مىشوند:
خيمه مؤمنان بىنفاق و خيمه منافقان بىايمان و چون اين گونه شد، همان روز يا فردايش منتظر دجّال باشيد».[٢]
١٣١٢. المستدرك على الصحيحين- با سندش به نقل از ابن مسعود-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما فرمود:
«من شما را پس از خودم از هفت فتنه بر حذر مىدارم: فتنهاى كه از مدينه
[١]. احلاس( جمع حلس)، به معناى پارچهاى كه روى شتر مىاندازند و كنايه از هميشگى بودن است.
[٢]. سنن أبى داوود: ج ٤ ص ٩٤ ح ٤٢٤٢، مسند ابن حنبل: ج ٢ ص ٤٩٣ ح ٦١٧٦، مسند الشاميّين: ج ٣ ص ٤٠١ ح ٢٥٥١، الفتن: ج ١ ص ٥٧ ح ٩٣، كنز العمّال: ج ١١ ص ١٣٠ ح ٣٠٩١١.