دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
هزار تن مىرسد و از كوفيان مىكُشند و به دار مىكِشند و اسير مىگيرند و در اين ميان، پرچمهايى از سمت خراسان مىآيند كه به سرعت مىتازند و تنى چند از ياران قائم با آنها هستند. سپس مردى از ايرانيان مقيم كوفه همراه محرومان، خروج مىكند كه فرمانده سپاه سفيانى، او را ميان حيره و كوفه مىكشد.
سفيانى، گروهى را روانه مدينه مىكند؛ ولى مهدى از آن جا به مكّه كوچ مىكند و چون خبر خروج مهدى به سمت مكّه به فرمانده اعزامى سفيانى مىرسد، لشكرى را در پى او روانه مىكند؛ ولى به او نمىرسند و مهدى همچون موسى بن عمران، بيمناك و مراقب، وارد مكّه مىشود.
سپس فرمانده لشكر اعزامى سفيانى، وارد بيداء (بيابان ميان مدينه و مكّه) مىشود و منادىاى از آسمان، ندا مىدهد:" اى بيداء! اين قوم را هلاك كن" و همگى در زمين فرو مىروند و جز سه تن از آنها نمىتوانند بگريزند. خداوند، سر و صورت اين سه تن را- كه از قبيله كلب هستند-، وارونه مىكند و اين آيه در حقّ [امثال] اينها نازل شده است: «اى اهل كتاب! به آنچه فرو فرستادهايم كه كتاب شما را تصديق مىكند، ايمان بياوريد، پيش از آن كه چهرههايى را دگرگون كنيم و آنها را به پشت سرشان بگردانيم».
و قائم، آن روز در مكّه است. پشتش را به كعبه تكيه داده و به آن پناه آورده، ندا مىدهد:" اى مردم! ما از خدا يارى مىجوييم. هر كس از مردم كه به ما پاسخ گويد، [بداند كه] ما اهل بيت پيامبرتان، محمّد، و سزاوارترينِ مردم به خداوند و به محمّد صلى الله عليه و آله هستيم و هر كس با من در باره آدم عليه السلام احتجاج كند، من سزاوارترينِ مردم به آدم عليه السلام هستم و هر كس با من در باره نوح عليه السلام احتجاج كند، من سزاوارترينِ مردم به نوح هستم، و هر كس با من در باره ابراهيم عليه السلام احتجاج كند، من سزاوارترين مردم به ابراهيم هستم و هر كس با من در باره محمّد صلى الله عليه و آله احتجاج كند، من سزاوارترينِ مردم به محمّد صلى الله عليه و آله هستم، و هر كس با من در باره پيامبران احتجاج كند، من