دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٥ - ٢/ ٨ فتنههاى پياپى
مىآيد، فتنهاى كه در مكّه است، فتنهاى كه از يمن مىآيد، فتنهاى كه از شام مىآيد، فتنهاى كه از مشرق مىآيد، فتنهاى كه از مغرب مىآيد و فتنهاى از دل شام- كه همان سفيانى است-».[١]
١٣١٣. المعجم الكبير- با سندش به نقل از عوف بن مالك-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اى عوف! تو چگونه هستى هنگامى كه اين امّت به هفتاد و سه دسته تقسيم مىشوند كه يكى در بهشت و بقيّه در دوزخ هستند؟».
گفتم: اين تفرقه كِى خواهد بود، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «هنگامى كه نظاميان، فراوان و كنيزان، فرمانروا شوند و ناشناختگان بىاصل و نسب بر منبرها بنشينند و قرآن را به جاى نى بگيرند و با آهنگ بخوانند و مسجدها را بيارايند و منبرها را برافرازند و اموال عمومى را در دست خود بچرخانند (ويژه خود گردانند) و زكات را غرامت و امانت را غنيمت بپندارند و براى غير خدا در دين، تفقّه كنند و مرد از همسرش فرمان برد و مادرش را نافرمانى كند و پدرش را براند و نسلهاى آخر اين امّت، اوّلىها را لعنت كنند و تبهكار قبيله، سَرور آن شود و پستترين هر گروه، سركرده آنها شود و مرد را به خاطر ترس از شرارتش، گرامى بدارند. در اين روزگار، چنين مىشود و مردم در آن زمان به شام پناه مىبرند كه آنان را از دشمنشان نگاه مىدارد».
گفتم: و آيا شام، فتح مىشود؟
[١]. المستدرك على الصحيحين: ج ٤ ص ٥١٥ ح ٨٤٤٧، الفتن: ج ١ ص ٥٥ ح ٨٧، كنز العمّال: ج ١١ ص ١١٦ ح ٣٠٨٤٠.