دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
كه نامش و نام پدر و مادرش را ندا داده مىشوند».[١]
١٣٩١. تفسير العيّاشى- به نقل از جابر جعفى-: امام باقر عليه السلام فرمود: «به زمين بچسب و هيچ حركتى مكن تا علامتهايى را كه برايت مىگويم و [همه] در يك سال اتّفاق مىافتند، ببينى:
جارچى ندا دهنده در دمشق، و به زمين فرو رفتن يكى از آبادىهاى آن و فرو ريختن بخشى از مسجد آن، و هنگامى كه ديدى تُركان از آن گذشته، پيش آمده و در جزيره فرود مىآيند، و روم پيشروى كرده و در رمله فرود مىآيند، و آن، سالى است كه در همه سرزمينهاى عربى، اختلاف [و درگيرى] است و اين هنگام، شاميان به سه دسته مختلف تقسيم مىشوند: [پيروان] اصهب، ابقع و سفيانى. با تيره ذنب الحمار (دم درازگوش)، قبيله مُضَر هستند، و همراه سفيانى، خويشان مادرىاش از قبيله كلب، و سفيانى و همراهانش بر تيره ذنب الحمار پيروز مىشوند و چنان كشتارى مىكنند كه كسى پيش از آن نكرده است.
و مردى در دمشق حضور مىيابد كه او و همراهانش را به گونهاى مىكُشند كه مانند آن ديده نشده است و از تيره ذنب الحمار است و اين، همان آيهاى كه خداوند متعال در آن مىفرمايد: «آن گاه از ميان ايشان، چند دسته اختلاف ورزيدند. واى بر كافران، از حضور در روزى بزرگ!».
و سفيانى و همراهانش پيروز مىشوند و انديشناكِ چيزى جز خاندان محمّد و شيعه آنان نيستند. از اين رو، گروهى را روانه كوفه مىكند و دستهاى از پيروان خاندان محمّد صلى الله عليه و آله را در كوفه مىكُشد و به دار مىكِشد و پرچمى از خراسان مىآيد تا به كناره دجله مىرسد.
مردى ضعيف با پيروانش خروج مىكند و در پشت كوفه گرفتار مىشود، و سفيانى، لشكرى را روانه مدينه مىكند و در آن جا مردى را مىكُشد و مهدى و منصور از مدينه مىگريزند و كوچك و بزرگ خاندان محمّد صلى الله عليه و آله را دستگير مىكنند و هيچ يك را وا نمىنهند، جز آن كه بازداشتش مىكنند و لشكر اعزامى، در پى آن دو (مهدى و منصور) روان مىشوند و مهدى از آن جا مانند موسى عليه السلام بيمناك و مراقب بيرون مىآيد تا به مكّه
[١]. الغيبة، نعمانى: ص ٢٧٩ ح ٦٧( با سندهاى متعدّد كه سه تاى آنها معتبر است)، الاختصاص: ص ٢٥٥، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٣٧ ح ١٠٥.