دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧ - ١/ ١ - ٤ جاى خروج سفيانى
كه خبرش به سفيانى مىرسد و او لشكرى از لشكرهايش را به سوى وى روانه مىكند؛ امّا وى آنان را شكست مىدهد. آن گاه سفيانى با لشكريانش به سوى وى حركت مىكند؛ ولى چون به بيابان ميان مدينه و مكّه مىرسند، به زمين فرو مىروند و هيچ يك از آنها نجات نمىيابد، جز كسى كه خبرى از آنان بياورد».[١]
١١٥١. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از ابو رومان-: على عليه السلام فرمود: «سفيانى بر شام چيره مىشود و سپس ميان آنان جنگى در قرقيسا در مىگيرد كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از جنازههاى آن، سير مىشوند. سپس شكافى در پشت لشكر سفيانى پديد مىآيد و بخشى از آنان به سرزمين خراسان روى مىآورند و وارد آن مىشوند و سواران سفيانى هم در پى آنان مىروند و پيروان خاندان محمّد را در كوفه مىكُشند و سپس خراسانيان در طلب مهدى عليه السلام خروج مىكنند».[٢]
١١٥٢. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از محمّد بن جعفر-: امام على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: «سفيانى به فرمانده سوارانش كه وارد كوفه شده و آن جا را با خاك يكسان كرده، نامه مىنويسد و به او فرمان حركت به سوى حجاز مىدهد. او به مدينه مىرود و شمشير در ميان قريش مىنهد و چهارصد مرد را از آنان و انصار مىكُشد و شكمها را مىشكافد و كودكان را مىكُشد و دو برادر و خواهر را از قريش به نام
[١]. المستدرك على الصحيحين: ج ٤ ص ٥٦٥ ح ٨٥٨٦( ذهبى در تلخيص المستدرك گفته اين حديث بنا بر شرط بخارى و مسلم، صحيح است)، كنز العمّال: ج ١٤ ص ٢٧٢ ح ٣٨٦٩٨.
[٢]. الفتن: ج ١ ص ٣٠٢ ح ٨٨١، كنز العمّال: ج ١١ ص ٢٨٤ ح ٣١٥٣٧. نيز، ر. ك: همين دانشنامه: ج ٨ ص ٢٥٣ ح ١٥٦٢.