دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١ - ١/ ١ - ١٠ گزارشهاى پراكنده
بشارت بده" و به ديگرى كه نامش نذير (هشدار دهنده) است، مىگويد:" به نزد سفيانى برو و ظهور مهدى خاندان محمّد را به او خبر بده". او بشارت هلاكت لشكر سفيانى را براى مهدى عليه السلام مىبرد و اين كه زمين باز شد و از لشكر سفيانى، زمام شترى را نيز باقى ننهاد، و چون مىخوابد، مهدى عليه السلام دست بر صورت او مىكشد و او را به شكل درستش بر مىگرداند و او با وى (قائم عليه السلام) بيعت مىكند و با او مىماند.
فرشتگان و جن، آشكار مىشوند و با مردم در مىآميزند و همراه او (امام) حركت مىكنند و در سرزمين هجرت (مدينه) و ميان كوفه و نجف فرود مىآيند و اين هنگام، شمار يارانش، چهل و شش هزار فرشته و به همين تعداد، جن است و سپس خداوند، او را يارى مىدهد و فتح را بر دستانش جارى مىكند» ....
مفضّل مىگويد: اى سَرور من! سپس مهدى عليه السلام چه مىكند؟
فرمود: «نيروهايش را به سوى سفيانى در دمشق روانه مىكند و او را مىگيرند و روى صخره مىكشند».[١]
١١٩٦. تفسير العيّاشى- به نقل از جابر جعفى-: امام باقر عليه السلام فرمود: «به زمين بچسب و هيچ حركتى مكن تا علامتهايى را كه برايت مىگويم و [همه] در يك سال اتّفاق مىافتند، ببينى: جارچى ندا دهنده در دمشق، و به زمين فرو رفتن يكى از آبادىهاى آن و فرو ريختن بخشى از مسجد آن، و هنگامى كه ديدى تُركان از آن گذشتهاند و پيش آمدهاند و در جزيره فرود آمدهاند، و روم، پيشروى كرده و در رمله فرود آمده، و آن، سالى است كه در همه سرزمينهاى عربى اختلاف [و درگيرى] است و اين هنگام، شاميان به سه دسته مختلف تقسيم مىشوند: [پيروان] اصهب، ابقع و سفيانى. همراه تيره ذنب الحمار (دم درازگوش)، قبيله مضر هستند، و همراه سفيانى، خويشان مادرىاش از قبيله كلب؛ و سفيانى و همراهاش بر تيره ذنب الحمار پيروز مىشوند و چنان كشتارى مىكنند كه كسى پيش از آن نكرده است.
[١]. مختصر بصائر الدرجات: ص ١٧٩ و ١٨٥ و ١٩٠، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ١ و ١٠ و ١٦.