دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ٢/ ١١ آشفتگى و كشتار فراوان
٢/ ١١ آشفتگى و كشتار فراوان
١٣٣٠. المعجم الكبير- با سندش به نقل از على مكّى هلالى-: بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در بيمارى منجر به رحلتش وارد شدم. فاطمه عليها السلام را نزد سرش ديدم كه گريست و چون صدايش به گريه بلند شد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چشمش را به سوى او باز كرد و فرمود:
«عزيزم، فاطمه! چه چيزى تو را به گريه انداخته است؟».
گفت: از تباهىِ پس از شما مىترسم!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «عزيز من! آيا نمىدانى كه خداوند عز و جل به زمين نگاهى انداخت و پدرت را از آن برگزيد و او را به رسالتش برانگيخت و دوباره نگاه كرد و همسرت را از آن برگزيد و به من وحى كرد كه تو را به همسرى او در بياورم؟
اى فاطمه! خداوند به ما اهل بيت، هفت ويژگى داده است كه به كسى پيش از ما نداده و پس از ما نيز به كسى نخواهد داد. من، خاتم پيامبران و گرامىترين فرستاده نزد خداوند و محبوبترين خلق خدا نزد او، و پدر تو هستم، و وصىّ من، بهترينِ وصيّان و محبوبترينِ آنان، نزد خداوند است و او همسر توست، و شهيد ما، بهترينِ شهيدان و محبوبترينِ آنان نزد خداوند است و او عمويت حمزة بن عبد المطلّب است و او عموى پدرت و عموى همسرت نيز هست، و از ماست آن كه دو بال سبزرنگ دارد و در بهشت، همراه فرشتگان به هر كجا كه بخواهد، پرواز مىكند و او پسرعموى پدرت و برادر همسرت است، و دو سبط اين امّت، از مايند و آن دو، پسران تو، حسن و حسين، اند كه هر دو، سَرور جوانان بهشتى هستند و پدرشان- سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت- از آن دو، بهتر است.
اى فاطمه! سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت، مهدى اين امّت، از نسل آن دو است. هنگامى كه دنيا آشوب مىشود و فتنهها پشت سر هم مىآيند و راهها ناامن مىشوند و يكديگر را غارت مىكنند و نه بزرگ به كوچك رحم مىكند و نه