دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١١ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
مىرهاند و آنان را مىكُشد. لشكرى ديگر از سفيانى به سوى مدينه مىروند و آن جا را سه روز غارت مىكنند و سپس رهسپار مكّه مىشوند و چون به بيداء مىرسند، خداوند عز و جل جبرئيل را روانه مىكند و مىفرمايد:" اى جبرئيل! آنان را عذاب كن" و او هم با پايش ضربهاى به آنان مىزند و خداوند عز و جل آنان را به زمين فرو مىبرد و جز دو تن از آنان باقى نمىماند كه بر سفيانى وارد مىشوند و خبر فرو رفتن لشكر را به او مىدهند؛ امّا اين خبر، او را نمىترساند.
سپس مردانى از قريش به قسطنطنيّه مىگريزند و سفيانى به بزرگ روم پيام مىفرستد كه همه آنها را به سوى او روانه كند. او هم آنها را به سوى سفيانى روانه مىكند و وى آنها را بر دروازه شهر دمشق گردن مىزند، تا آن جا كه زن را در لباس [زينتىاش] در مسجد دمشق، دست به دست مىچرخانند تا آن كه مىآيد و روى ران سفيانى مىنشيند، در حالى كه او در محراب نشسته است. و مردى از مسلمانان بر مىخيزد و مىگويد: واى بر شما! آيا پس از ايمان آوردنتان به خداوند، كفر ورزيديد؟! اين نارواست، و سفيانى بر مىخيزد و او را در مسجد دمشق گردن مىزند و هر كس دنبال آن را بگيرد، مىكشد.
اين هنگام است كه ندادهندهاى از آسمان، ندا مىدهد: اى مردم! خداوند، دست جبّاران و منافقان و دنبالهروان و پيروان آنها را از سرتان كوتاه كرد و بهترين فرد امّت محمّد را سرپرست شما نمود. پس در مكّه به او ملحق شويد كه او همان مهدى و نامش احمد بن عبد اللَّه[١] است».[٢]
١٣٦٩. الملاحم و الفتن- به نقل از كتاب ثواب الأعمال، با سندش به نقل از جابر انصارى-:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روزى ميان يارانش نشسته بود كه جبرئيل بر ايشان فرود آمد و گفت:
[١]. احتمال تصحيف يا تحريف در اين نام، زياد است( م).
[٢]. السنن الواردة فى الفتن: ص ٢٦٨ ح ٥٩٧.