دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
على بن ابى طالب عليه السلام در باره زنگيان و غير آن بود، ذكر نمود و سپس فرمود: «و پايتخت به زوارء (بغداد) باز مىگردد و كارها شورايى مىشوند، [و] هر كس بر چيزى چيره شود، انجامش مىدهد. اين هنگام سفيانى، خروج مىكند و نُه ماه در زمين بر كار، سوار مىشود و آنها را بدگونه عذاب مىكند. واى بر مصر! واى بر زوراء! واى بر كوفه! واى بر واسط! گويى به واسط مىنگرم كه در آن، هيچ كس نمانده است كه خبرى آورد (همه كشته شدهاند) و اين، هنگام خروج سفيانى است و آذوقه كم مىشود و مردم، دچار قحطى مىشوند و باران، كاهش مىيابد و نه زمينى است كه گياهى بروياند و نه آسمانى كه ببارد.
سپس مهدى، هدايتگرِ هدايتگشته خروج مىكند؛ كسى كه پرچم را از دست عيسى بن مريم مىگيرد. آن گاه دجّال، خروج مىكند و از ميسان (در نواحى بصره) شورش مىكند و به سفوان[١] و سَنام[٢] [دو جاى پرآب] مىآيد و آن دو و نيز مردم را سِحر مىكند و چون گرسنگى و قحطى است، آن دو آب را مانند تريد آبگوشت جلوه مىدهد، در حالى كه چنين نيستند. اين، [آزمونى] سخت است. سپس خورشيد به مدت چهل سال و تا روز قيامت، از مغربش طلوع مىكند و خدا بهتر مىداند كه در پس آن چه مىشود».[٣]
١٣٧٧. الغيبة، نعمانى- با سندش به نقل از عمرو بن سعد-: امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «قيامت[٤] برپا نمىشود، تا آن كه چشم دنيا، تباه و سرخى در آسمان، پديدار شود كه حاصل اشكهاى حاملان عرش بر [حال] زمينيان است، تا آن جا كه گروهى ميان آنان ظهور مىكنند كه بهرهاى از نيكى ندارند و به فرزند من فرا مىخوانند،
[١]. سفوان، در يك ميلى بصره و از مناطق پر آب و درخت است.
[٢]. نام آب و كوهى در بصره است.
[٣]. الملاحم و الفتن: ص ٢٦٦ ح ٣٨٦.
[٤]. متن حديث در نقل بحار الأنوار، از همين منبع، بدين گونه است:« قائم، قيام نمىكند تا آن كه ...».