دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
خانههاتان بخزيد و دندان بر جگر بگذاريد و خداوند را فراوان ياد كنيد، كه يادكرد او، بزرگتر است، اگر مىدانستيد».
سپس فرمود: «و شهرى به نام زوراء ميان دجله و دجيل (دجله كوچك) و فرات ساخته مىشود كه كاش آن را مىديديد! با گچ و آجر، استوار شده و با طلا، نقره، لاجوردِ آب خورده، سنگ مرمر، درهايى از عاج فيل و چوب آبنوس، خيمهها، گنبدها و پردهها، آراسته شدهاند و آن را با درختان ساج، عرعر، صنوبر و شبّ[١] برافراشتهاند و در آن، برج و باروهايى فراز آوردهاند و فرمانروايى بنى شيبصان[٢] با بيست و چهار پادشاه به تعداد سالهاى فرمانروا[٣] پشت سر هم ادامه مىيابد و در
[١]. در نسخههاى ديگر،« المشبث» و« الشبب» آمده كه به احتمال فراوان، هر سه به يك معنا يعنى زاج سفيد بازگردند كه در قديم از آن به همراه ساج و ديگر چيزها، ديوارهايى برافراشته و محكم مىساختهاند( م).
[٢]. علّامه مجلسى،« شيصبان» آورده و آن را به معناى شيطان، و مقصود از بنى شيصبان را خلفاى بنى عبّاس- كه شريك شيطان هستند-، دانسته است. اشكال اين تفسير، عدم تطابق عدد خلفاى بنى عبّاس- كه سى و هفت نفر بودهاند- با آنچه در اين نقل آمده-، يعنى عدد ٢٤- است. علّامه مجلسى در پاسخ اين اشكال، ٢٤ نفر ياد شده در حديث را خلفايى دانسته كه سلطنتشان دوام داشته وخيلى كوتاه نبوده است.
گفتنى است كه برخى از مترجمان، با توجّه به معناى لفظى نامهاى ياد شده در متن و قرينههاى تاريخى، بسيارى از آنها را بر خلفاى عبّاسى تطبيق كردهاند. براى نمونه، مقصود از« مقلاصى» را منصور عبّاسى و« جموح( به معناى چموش)» را مهدى عبّاسى،« خدوع» را هادى،« مظفّر» را هارون،« وثيم» را المطيع باللَّه، و« ظلام» را القاهر باللَّه دانستهاند( ر. ك: ترجمه رسولى محلّاتى از الإنصاف فى النصّ على الأ ئمّة الإثنا عشر: ص ٣٣٩).[٣]. همان گونه كه در پانوشت متن عربى آمده، عبارت، مجمل است و احتمال دارد« مُلك» به معناى سالهاى فرمانروايى باشد، هر چند كه آن نيز معنايى ندارد.