دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩ - ١/ ١ - ٤ جاى خروج سفيانى
محمّد و فاطمه مىكشد و آنها را بر در مسجد مدينه به صليب مىكشد».[١]
١١٥٣. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از جابر-: امام باقر عليه السلام فرمود: «هنگامى كه سفيانى بر ابقع (مردى كه پيسى دارد) و منصور و كِندى و تُرك و روم غلبه كرد، به سوى عراق بيرون مىآيد. سپس ذو شفا، سر بر مىآورد. در اين زمان، عبد اللَّه هلاك مىشود و پادشاه را از تخت به زير مىكشد و ناآگاهانه به گروههايى در بغداد منسوب مىشود. آن گاه اخوص بر بغداد به زور، چيره مىشود و كشتار بزرگى در آن راه مىاندازد و شش تن از سران عبّاسيان را مىكشد و اسيران را سر مىبُرد و آن گاه به سوى كوفه بيرون مىآيد».[٢]
١١٥٤. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از ابو رومان-: امام على عليه السلام فرمود: «هنگامى كه سياهجامگان دچار اختلاف شوند، در يكى از آبادىهاى سرزمين ارم،[٣] به زمين فرو مىروند و ديوار غربى مسجد آن جا فرو مىريزد و آن گاه سه پرچم در شام خروج مىكند: اصهب،[٤] ابقع[٥] و سفيانى. سفيانى از شام بيرون مىآيد و ابقع از مصر، و سفيانى بر آنها غلبه مىكند».[٦]
[١]. الفتن: ج ١ ص ٣٢٣ ح ٩٢٢.
[٢]. الفتن: ج ١ ص ٣٠٤ ح ٨٨٤، كنز العمّال: ج ١١ ص ٢٧٧ ح ٣١٥١١.
[٣]. اگر همان ارم ياد شده در قرآن باشد، سرزمين قوم عاد است كه گفته شده همان دمشق است. برخى نيز آن راميان حضرموت و صنعا دانستهاند كه شدّاد پسر عاد، آن را بنا كرده است؛ امّا احاديث مشابه و ناظر به خروج سفيانى، مؤيّد قول نخست است.
[٤]. اصهب، يعنى سرخ و سفيد و بور و احتمالًا در اين جا مقصود، فردى از تبار روميان است كه بور و سرخ وسفيدند.
[٥]. ابقع، يعنى دورنگ، مانند: زاغ سياه و سفيد و احتمالًا اين جا مقصود مردى است كه پيسى گرفته است.
[٦]. الفتن: ج ١ ص ٢٨٨ ح ٨٤١، كنز العمّال: ج ١١ ص ٢٨٤ ح ٣١٥٣٦.