دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - ١/ ١ - ٨ به زمين فرو رفتن لشكر سفيانى در بيدا
رو در رو مىشود و با هم مىجنگند و سفيانى، او و پيروانش را مىكُشد. سپس اصهب را مىكشد و آن گاه جز به روى آوردن به عراق نمىانديشد. لشكرش از قرقيسا مىگذرد و در آن جا مىجنگند و صد هزار نفر از جبّاران را در آن جا مىكشد و سفيانى لشكرى به كوفه روانه مىكند- كه شمارشان به هفتاد هزار تن مىرسد- و از كوفيان مىكُشند و به دار مىكِشند و اسير مىگيرند و در اين ميان، پرچمهايى از سمت خراسان مىآيند كه به سرعت مىتازند و تنى چند از ياران قائم با آنها هستند. سپس مردى از ايرانيان مقيم كوفه، همراه محرومان خروج مىكند كه فرمانده سپاه سفيانى، او را ميان حيره[١] و كوفه مىكشد و سفيانى گروهى را روانه مدينه مىكند؛ ولى مهدى از آن جا به مكّه كوچ مىكند و چون خبر خروج مهدى به سمت مكّه به فرمانده اعزامى سفيانى مىرسد، لشكرى را در پى او روانه مىكند؛ ولى به او نمىرسند و مهدى همچون موسى بن عمران، بيمناك و مراقب وارد مكّه مىشود.
سپس فرمانده لشكر اعزامى سفيانى، وارد بيداء (بيابان ميان مدينه و مكّه) مىشود و منادىاى از آسمان، ندا مىدهد:" اى بيداء! اين قوم را هلاك كن" و همگى در زمين فرو مىروند و جز سه تن از آنها نمىتوانند بگريزند، و خداوند، سر و صورت اين سه تن را- كه از قبيله كلب هستند-، وارونه مىكند، و اين آيه در حقّ [امثال] اينها نازل شده است: «اى اهل كتاب! به آنچه فرو فرستادهايم كه كتاب شما را تصديق مىكند، ايمان بياوريد، پيش از آن كه چهرههايى را دگرگون كنيم و آنها را به پشت
[١]. حيره، شهرى در سه ميلى كوفه و در جايى است كه اكنون به شهر نجف مشهور است.