دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
چشم راستش ساييده شده است، امّا چشم چپش مانند ستاره صبح در پيشانىاش مىدرخشد و لخته خونى در آن ديده مىشود. ميان دو چشمش، نوشته شده است: «كافر»، به گونهاى كه هر باسواد و بىسوادى آن را مىخواند. در درياها فرو مىرود و خورشيد، همراهش حركت مىكند. پيش رويَش، كوهى از دود و پشت سرش، كوهى سفيد است كه مردم آن را خوراك مىپندارند و هنگامى خروج مىكند كه قحطى شديدى است. زير پايَش، درازگوشى سفيد است كه هر گامش يك ميل[١] است و زمين براى او منزل به منزل در نورديده مىشود و از آبى نمىگذرد، جز آن كه تا روز قيامت، در زمين فرو مىرود. با بالاترين آوايش، ندايى مىدهد كه جِن و انسان و شيطانها از اين سو تا آن سوى آسمان، آن را مىشنوند. او مىگويد:" دوستانم به سويم بيايند. من كسى هستم كه آفريدم و معتدل ساختم، تقدير كردم و ره نمودم. من، خداى برتر شمايم"؛ ولى دشمن خدا، دروغ مىبافد! او فرد يكچشمى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود، در حالى كه خداى شما يكچشم نيست، غذا نمىخورد و در بازارها راه نمىرود و جا به جا نمىشود. خداوند، بسيار برتر و والاتر از اينهاست.
هان كه بيشتر پيروانش در آن روزگار، زنازادگان هستند و كسانى كه رداى سبز به تن دارند. خداوند، او را در شام، بر بالاى گردنهاى به نام گردنه افيق، سه ساعت از روز جمعه گذشته، به دست كسى كه عيسى بن مريم عليه السلام پشت سر او نماز مىخواند، مىكشد! به هوش باشيد كه پس از اين واقعه، رويداد دشوار، روى مىدهد».
گفتيم: آن چيست، اى امير مؤمنان؟
فرمود: «بيرون آمدن جنبدهاى از زمين از كوه صفا كه مُهر سليمان و عصاى موسى را به همراه دارد. مُهر را بر صورت هر مؤمن كه مىنهد، در آن نقش مىبندد:" اين، مؤمن حقيقى است"، و بر صورت هر كافرى كه مىنهد، در آن نوشته مىشود:" اين، كافر حقيقى است"، تا آن جا كه مؤمن ندا مىدهد:" واى بر تو، اى كافر!" و كافر ندا مىدهد:" خوشا به حال تو، اى مؤمن! دوست داشتم كه امروز مانند تو باشم و به رستگارى بزرگى برسم".
[١]. ميل، واحد مسافت و يك سوم فرسنگ است.