دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧ - ١/ ١ - ٨ به زمين فرو رفتن لشكر سفيانى در بيدا
١١٨٧. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از جابر-: امام باقر عليه السلام فرمود: «هنگامى كه خبر كشته شدن نفْس زكيّه- كه سرنوشت حتمى اوست- به سفيانى مىرسد، عموم مسلمانان از حرم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به حرم خداى متعال در مكّه مىگريزند و چون خبرش به او مىرسد، لشكرى را روانه مدينه مىكند كه فرماندهشان مردى از قبيله كلب است و چون به بيداء مىرسند، در زمين فرو مىروند و فرماندهشان نجات مىيابد» و گفتهاند كه او از قبيله مذحج است و برخى گفتهاند از قبيله كلب است.[١]
١١٨٨. تأويل الآيات الظاهرة- با سندش به نقل از سكونى-: امام باقر عليه السلام [در باره دو آيه نخست سوره شورا] فرمود: « «حا، ميم» حتمى بودن، و «عين»، عذاب، و «سين»، سالهايى مانند سالهاى يوسف، و «قاف»، قذف (پرتاب كردن) و فرو رفتن و مسخ شدن سفيانى و يارانش و سى هزار هزار[٢] نفر از مردم قبيله كلب است كه با او خارج مىشوند و در آخر الزمان روى مىدهد، هنگامى كه قائم در مكّه خروج مىكند و او، همان مهدى اين امّت است».[٣]
١١٨٩. الكافى- با سندش به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر-: به امام رضا عليه السلام گفتم: ما آخر شب در بيداء بوديم. وضو گرفتم و مسواك زدم و قصد نماز داشتم كه گويى چيزى به دلم خطور كرد. آيا در بيداء،[٤] نماز روى مَركب خوانده مىشود؟
امام فرمود: «در بيداء، نماز نخوان».
گفتم: مرز بيداء تا كجاست؟
[١]. الفتن: ج ١ ص ٣٣٠ ح ٩٤٥، كنز العمّال: ج ١١ ص ٢٧٧ ح ٣١٥١٣.
[٢]. با توجّه به احاديث ديگر، تكرار واژه« هزار» صحيح نيست و گونهاى خطاى چشم ناسخان است( م).
[٣]. تأويل الآيات الظاهرة: ج ٢ ص ٥٤٢ ح ٣، بحار الأنوار: ج ٢٤ ص ٣٧٣ ح ١٠٠.
[٤]. بيداء، فلات كوچكى است از شن بر سر راه مدينه و مكّه در يك ميلى مسجد شجره كه ميقات اهل مدينه است. موقعى كه از اين فلات به طرف مدينه سرازير شويم و فلات را پشت سر بگذاريم، نام آن« معرّس» است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در مراجعت به مدينه، ساعتى در اين جا فرود مىآمد تا بياسايد. موقعى كه از اين فلات به طرف مكّه سرازير شويم، نام آن« ذات جيش» است. توقّف در بيداء و از جمله نماز خواندن در آن، كراهت دارد؛ زيرا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است:« در اين محل، لشكرى از مردمان خبيث، به زمين فرو مىروند». گويا نام« ذات جيش» از همين حديث، بر سر زبانها مانده است( گزيده كافى: ج ٢ ص ٣٠٣).