دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ١/ ١ - ٩ كشته شدن سفيانى
نماز در آن جا مىخواند و هر كس در كوفه است. از مرجئه[١] و ديگران، از لشكر سفيانى به سوى او مىآيند و او به يارانش مىفرمايد:" براى فريب دشمن، عقبنشينى تاكتيكى كنيد" و سپس مىفرمايد:" باز گرديد و حمله كنيد"».
امام باقر عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند، حتّى يك نفر از آنان هم از خندق نمىگذرد تا خبرى بياورد. [قائم] سپس وارد كوفه مىشود و هيچ مؤمنى [در جهان] نمىماند، جز آن كه به كوفه مىآيد و يا به آن (كوفه) مشتاق مىشود و اين، همان سخن امير مؤمنان على عليه السلام است. آن گاه قائم به يارانش مىگويد:" به سوى اين طغيانگر برويد" و او را به كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرا مىخواند و سفيانى دست بيعت و تسليم به او مىدهد؛ ولى قبيله كلب كه دايىهاى او هستند، به او اعتراض مىكنند كه: چه كردى؟ به خدا سوگند، ما هرگز بر اين امر با تو بيعت نمىكنيم.
سفيانى مىگويد: چه كار كنم؟ مىگويند: با او رو به رو شو. او نيز با قائم عليه السلام رو به رو مىشود و [امام عليه السلام] به او مىفرمايد:" مراقب باش كه من [آنچه را لازم بود،] به تو رساندم، و من با تو مىجنگم" و صبح كه مىشود، با آنان مىجنگد و خدا بر آنها مسلّطشان مىكند و سفيانى اسير مىشود و او را مىآورند و [امام عليه السلام] او را با دستان خودش مىكُشد. سپس دستهاى از سوارانش را به سوى روم مىفرستد تا باقىمانده امويان را حاضر كند، و چون سواران به روم مىرسند، مىگويند: همكيشان ما را كه نزد شمايند، به سوى ما بفرستيد؛ امّا آنان خوددارى مىكنند و مىگويند: به خدا سوگند، ما چنين نمىكنيم، و سواران مىگويند:
به خدا سوگند، اگر به ما فرمان دهد، با شما مىجنگيم. سپس روميان نزد فرمانروايشان مىآيند و موضوع را خبر مىدهند. او مىگويد: برويد و همكيشانشان را به آنها بسپاريد، كه اينها با قدرتى بزرگ آمدهاند، و اين، همان سخن خداوند است كه: «و چون عذاب ما را دريافتند، ناگاه از آن مىگريختند. مگريزيد و به كامرانى و خانههايتان باز گرديد. باشد كه بازخواست شويد» يعنى از گنجهايى كه مىاندوختيد، «گفتند: واى بر ما! بى گمان، ما ستمكار بودهايم و هماره آن سخنشان بود، تا آن كه آنان را [چون گياه دروشدهاى] خاموش و بىجان كرديم».
[١]. مرجئه، فرقهاى از مسلمانان اند كه به عقيده ايشان با بودن ايمان، هيچ معصيتى زيان نمىرساند، همان طوركه با كفر، طاعتى سود نمىدهد. وجه تسميه ايشان اين است كه به عقيده اين گروه، خدا عذاب ايشان را در برابر گناهان به تأخير انداخته است.