دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١ - ١/ ١ - ٩ كشته شدن سفيانى
گفتم: آنها كيان اند؟
فرمود: «بنى اميّه و پيروانشان».
گفتم: نشانه [ى نازل شونده] چيست؟
فرمود: «كمنور شدن خورشيد ميان ظهر تا عصر، و پيدا شدن سر و سينهاى در چشمه خورشيد كه آن را با اسم و رسم مىشناسند، و اين، در روزگار سفيانى است و هنگام پديدار شدن اين نشانه، [زمان] هلاكت او و هلاكت قوم اوست».[١]
١١٩٣. تفسير العيّاشى- به نقل از عبد الأعلى جبلى (/ حلبى)-: امام باقر عليه السلام فرمود: «صاحب اين امر (قيام)، غيبتى در برخى از اين درّهها دارد ...».
امام باقر عليه السلام سپس فرمود: «به خدا سوگند، گويى به او مىنگرم كه به حجر الأسود تكيه داده و خداوند را به حقّش سوگند مىدهد و سپس مىفرمايد:" اى مردم! هر كس در باره خدا با من چون و چرا كند، [بداند كه] من نزديكترينِ مردم به خدا هستم و هر كس در باره آدم با من چون و چرا كند، [بداند كه] من نزديكترينِ مردم به آدم هستم ...".
سپس لشكر سفيانى به سوى او بيرون مىآيد و خداوند به زمين فرمان مىدهد تا آنان را از زير پاهايشان بگيرد و اين، همان سخن خداوند است: «و كاش آن گاه را مىديدى كه هراسان شدهاند و راه گريزى ندارند و از جايى نزديك، فرو گرفته مىشوند و مىگويند: به آن ايمان آورديم» يعنى به قائم خاندان محمّد صلى الله عليه و آله، «و به او كفر ورزيده بودند» يعنى به قائم خاندان محمّد صلى الله عليه و آله، (تا پايان سوره)، و جز دو تن از آنان به نام" وتر" و" وُتَير" از قبيله مراد، باقى نمىمانند و اين دو نيز سر و صورتشان وارونه است و عقب عقب راه مىروند و مردم را از آنچه بر سر همراهانشان آمده، آگاه مىكنند ....
تا اين كه صبح مىشود. [قائم عليه السلام] مىگويد: ما را از راه نخيله ببريد و گرداگرد كوفه، سپاهيانى منظّم و همسان[٢] است». پرسيدم: سپاهيانى همسان؟
فرمود: «آرى، به خدا سوگند، تا اين كه به مسجد ابراهيم در نخيله مىرسد و دو ركعت
[١]. الإرشاد: ج ٢ ص ٣٧٣، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٨٣، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٥٠، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٤٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٢٢١ ح ٨٤.
[٢]. در نسخه بحار الأنوار به جاى« سپاهيان منظّم و همسان»، عبارت« خندق و سنگربندى كامل» آمده است كه بر اساس ادامه همين حديث، نسخه بحار الأنوار مناسبتر است.