دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - ٢/ ١٨ و اين چند نشانه
هدايتگرى دارد».
اى مردم! از من بپرسيد، پيش از آن كه فتنهاى شرقى بالا بگيرد و پس از مرگ و زندگى، به هر سو براند و يا آتشى از مغرب در هيزم [فتنه] افتد و دامنش را برچيند و فرياد انتقام و خونخواهى سر دهد، و چون روزگار بچرخد و بگويى: مرده يا هلاك شده است و معلوم نيست به كجا رفته است، در آن روز، تأويل اين آيه: «سپس پيروزى بر آنها را دوباره بهره شما مىكنيم و با دارايىها و پسران به شما يارى مىرسانيم و شمار شما را افزونتر مىگردانيم» محقق مىشود و اين، نشانهها و علامتهايى دارد: نخستين آنها، محاصره كوفه با نگهبان و خندق كندن است و سپس سوزاندن پايه خانهها[١] در كوچههاى كوفه، و تعطيل كردن مسجدها به مدّت چهل شب، و فرود آمدن سه پرچم، گرداگرد مسجد بزرگ كه مشابه پرچم [و سپاه] هدايت اند- [؛ ولى بر هدايت نيستند و] قاتل و مقتول در آتش اند-، و كشتارى فراوان، و مرگ سخت و كشته شدن نفْس زكيّه در پشت كوفه به همراه هفتاد نفر، و [فردى] سربريده ميان ركن [حجر الأسود] و مقام [ابراهيم]، و بازداشت و كشته شدن اسبغ مظفّر به خاطر بيعت با بتها، به همراه بسيارى از آدميان شيطانصفت، و خروج سفيانى با پرچمى سبز و نشان صليب طلايى- كه فرماندهاش مردى از قبيله كلب است- و دوازده هزار اسب كه سفيانى [و سربازانش] را به سوى مكّه و مدينه مىبرند و فرماندهشان، يكى از امويان به نام خزيمه است، كه چشم چپش محو شده و بر چشم او لخته خونى رو به پايين است و پرچمى از او باز گردانده [و شكست خورده] نمىشود تا در مدينه فرود مىآيد و مردان و زنانى را از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله در خانهاى در مدينه به نام خانه ابو الحسن اموى گرد مىآورد و سوارانى را در پى مردى از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله مىفرستد كه برخى از مستضعفان مكّه به گرد او جمع شدهاند و فرماندهشان
[١]. در برخى نسخهها،« دريدن شترهاى آبكش» آمده است.