دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ١/ ١ - ٤ جاى خروج سفيانى
مىرود و [بازماندگان] آنها را نيز مىكشد. سپس به اهل مشرق و عَبّاسيان روى مىآورد و وارد كوفه مىشود».[١]
١١٥٨. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از جابر-: امام باقر عليه السلام فرمود-: « [عبّاسيان] هنگامى كه دچار اختلاف شوند و ذو الشفا سر بر آورد، جز اندكى نمىپايند كه ابقع در مصر ظهور مىكند. [عبّاسيان] مردم را مىكشند تا به ارم مىرسند. سپس آن مرد زشترو بر آنها مىشورد و جنگى سخت ميان آنها در مىگيرد و آن گاه سفيانى ملعون، پديدار مىشود و بر هر دو، چيره مىشود و پيش از آن، دوازده پرچم در كوفه برافراشته مىشوند كه همگى معلوم اند و مردى از نسل حسين عليه السلام كه به سوى پدرش فرا مىخواند، به سوى كوفه مىآيد و سپس سفيانى، لشكريانش را به هر سو مىفرستد».[٢]
١١٥٩. الفتن، ابن حمّاد: امام باقر عليه السلام فرمود: «سفيانى در دمشق با يكى از مروانيان درگير مىشود و بر او چيره مىگردد و وى را مىكُشد و تا سه ماه، مروانيان را مىكُشد. آن گاه رو به اهل مشرق مىآورد و وارد كوفه مىشود».[٣]
١١٦٠. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از ابو رومان-: امام على عليه السلام فرمود: «هنگامى كه كار سفيانى بالا مىگيرد، كسى از بلاى آن در امان نمىماند، جز كسى كه بر محاصره و در تنگنا واقع شدن شكيب ورزد».[٤]
١١٦١. الفتن، ابن حمّاد- با سندش به نقل از محمّد بن جعفر-: على بن ابى طالب عليه السلام فرمود:
«سفيانى، لشكر عراق را به سركردگى مردى از بنى حارثه، روانه مىكند، كه دو گيسوى بافته شده مانند زنان دارد و به او نَمِر يا قمر بن عَبّاد، گفته مىشود. وى
[١]. الفتن: ج ١ ص ٢٨٧ ح ٨٣٨.
[٢]. الفتن: ج ١ ص ٢٨٦ ح ٨٣٦.
[٣]. الفتن: ج ١ ص ٢٨٧ ح ٨٣٨.
[٤]. الفتن: ج ١ ص ٢٤٦ ح ٦٩٩، كنز العمّال: ج ١١ ص ٢٨٣ ح ٣١٥٣٣.