اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٣ - خاتمه
شرايط زمانى و مكانى هر حادثه- بايد از كار بيفتد- و در اين صورت سخنانى داشتند كه با اصالت وجود سازگار بود- صدر المتالهين كه قائل به اصالت وجود شد- و آنرا با براهين عقلى و فلسفى اثبات كرد- از آراء و عقائد عرفا الهام مىگرفت- چيزى كه هست مشار اليه براى نظريه آنان- مبناى عقلى و فلسفى پيدا كرد- همانطورى كه در بسيارى از موارد ديگر نيز- نظريه عرفا را تاييد كرده- و براى آنها مبانى عقلى- و فلسفى محكمى تاسيس كرده است- على هذا صدر المتالهين را- نمىتوان مبتكر اصالت وجود دانست- ولى قطعا يگانه كسى كه نظريه اصالت وجود را- بصورت يك نظريه قطعى فلسفى در آورد- و مقدمات و مبادى آن را بدست آورد- و تا حد زيادى از لوازم و نتائج آن استفاده كرد- صدر المتالهين است- .
از مجموع آنچه تا كنون گفته شد معلوم شد كه- مسائل وجود و بالاخص دو مسئله اساسى آنها- اصالت وجود و تشكك وجود- بيش از آن اندازه كه مستند به فلسفه قديم يونان است- از يكطرف مستند به نظريه عرفا است- و از طرف ديگر- در نتيجه مبارزه با عقائد متكلمين پيدا شده- .
آنچه تا كنون گفته شد- مختصرى بود از تاريخ تحول مسائل وجود- و اگر بنا بشود دقيقا بحث شود- با استناد به اقوال و آراء فلاسفه هر زمانى- بسيار طولانى خواهد شد- .
اينجانب در نظر دارد- تحت عنوان تحول منطق و فلسفه در اسلام- مسائل منطق و فلسفه را يكايك مورد بررسى قرار دهد- و ميراث قديم يونان را- از آنچه بعد افزوده شد روشن كند- و ضمنا ارزش واقعى نظريهها را بيان نمايد- مقدمات اين كار تا اندازه زيادى فراهم شده- و يادداشتهاى مفيدى نيز در اين زمينه تهيه شده- اين مختصرى كه در اينجا- راجع به تحول مسائل وجود بيان شد- نمونهاى بود از اين موضوع- و مطمئن است كه با روشن شدن اين موضوع ابتكارى- حقائق زيادى روشن خواهد شد- .
در اينجا چند قسمت ديگر نيز مربوط به موضوع باقى ماند- كه مجال بحث از آنها نيست- يكى موضوع انتساب نظريه تشكك وجود- به حكماء ايران باستان فهلويون - يكى ديگر انتساب اين نظريه به افلاطونيان جديد - و بالاخص شخص افلوطين - و يكى تجزيه و تحليل بحث جديدى كه- اخيرا در اروپا بنام ازيستانسياليسم شايع است- و آن نيز بعنوان اصالت وجود خوانده مىشود- اميد است توفيقى حاصل شود- و در جاى ديگر اين موضوعات محل بحث قرار گيرد