اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٧ - اصالت وجود و واقعيت
دو مفهوم انسان و واقعيت را مىدهد
اصالت وجود و واقعيت
اكنون بايد ديد با در نظر گرفتن اينكه- هر چيز در خارج يك واحد واقعيتدار بيش نيست- و ما دو مفهوم مختلف ماهيت و موضوع منطبق ساختهايم- و هيچگونه معنا و مفهوم مشتركى- كه بهر سه موضوع قابل انطباق باشد در نظر نگرفتهايم- .
ولى گاه هست كه محمول مشترك ما- از جنبه معنا و مفهوم واحد است- مثل آنكه مىگوئيم زيد انسان است- عمرو انسان است حسن انسان است- در اينجا مفهوم و مقصود ما از لفظ انسان- در همه اين قضايا يك چيز است- يعنى در هر سه حمل كه محمول با لفظ انسان ادا شده- يك صورت كلى ذهنى را بر موضوع منطبق ساختهايم- و يك معنا و مفهوم مشتركى را در هر سه مورد در نظر گرفتهايم- و البته ممكن است در اين قسم- كه معنا و مفهوم در هر سه مورد يكى است الفاظ متعدد باشد- مثل آنكه الفاظ مترادفه را بكار ببريم- و بگوئيم زيد انسان است و عمرو بشر است- و حسن حيوان ناطق است- در اينجا با اينكه الفاظ متعدد و مختلف است- و در ناحيه لفظ اشتراكى نيست- در ناحيه معنا اشتراك هست- .
بحسب اصطلاح- اشتراك در مورد مثال اول مثال شير اشتراك لفظى- و اشتراك در مورد مثال دوم مثال انسان- اشتراك معنوى خوانده مىشود- و البته اشتراك لفظى چون از صفات لفظ است- و از رابطه وضعى لفظ با معنا حكايت مىكند- در لغات مختلف است- ولى اشتراك معنوى چون خاصيت ذهنى معنا است- ربطى به عالم وضع الفاظ ندارد- .
حالا بايد ببينيم كه مفهوم وجود يا هستى- كه بموضوعات متعدده حمل مىشود- و حكم مىشود كه زمين هست- انسان هست آسمان هست- مشترك لفظى است يا مشترك معنوى- .
پاسخ اين پرسش نيز چون- مستقيما مربوط به وجدانيات ذهنى خود ما است واضح است- يعنى هر كسى با توجه مختصر بمحتويات ذهنى خويش- درك مىكند كه مفهوم واقعيت يا وجود- يا هستى كه باشيائى مانند زمين و آسمان- و درخت و انسان و ماده و قوه و غيره حمل مىشود- از قبيل مشترك معنوى است-