اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٩ - (٢)امر دوم
مىاندازيم...- پس در حقيقت فعل خود را تبديل بغايت- شكل كامل وجود خودمان مىنماييم- و از اين راه حقيقت غايت عبارت است از- صورت كاملتر وجود هر چيزى- كه در راه تكامل افتاده- و صورت ناقصتر موجود خود را تبديل بوى نمايد- .
داشته باشد- و حال آنكه معنا ندارد كه طبيعت فنا و زوال و فساد- و بالاخره عدم را هدف قرار دهد- و از جمله اينكه در طبيعت بىنظميهائى احيانا مشاهده مىشود- كه با هدف گيرى طبيعت ناسازگار است- و از جمله اينكه طبيعت در برخى موارد- دو اثر مختلف و متناقض از خود نشان مىدهد- كه با هدفدارى وى ناسازگار است- و عمده دليلى كه منكرين غائيت آوردهاند اينست- كه غائيت و هدفدارى از خواص معينه شعور- و ادراك و اطلاع است- و در موجودى كه فاقد شعور و اطلاع است- توجه بهدف معنا ندارد- و چون طبيعت بىجان فاقد شعور است- پس فاقد غايت است- پس تمام هدفها و غاياتى كه از انتظام طبيعت پيدا مىشود- بحسب تصادف و اتفاق است- .
اين اشكال همان شبهه ابتدائى است- كه به ذهن همه كس مىرسد- و فلاسفه منكرين غايت از دو هزار سال پيش- اين اشكال را با ساير اشكالاتى كه در بالا اشاره شد- در كتب خود ذكر كردهاند- .
اكنون ما بايد در مورد افعال غائى موجودات ذىشعور- كه غائى بودن آنها مورد اتفاق همه است- سير و تقسيمى بعمل آوريم- تا بلكه بتوانيم مناط حقيقى غائيت را بدست آوريم- و بفهميم كه شعور و اطلاع از غايت- در مناط غائيت دخالت دارد يا ندارد- .
در افعالى كه انسان براى غايتها- و هدفهاى معين انجام مىدهد- مثل آنكه غذا مىخورد براى آنكه سير شود- مىخوابد براى آنكه بياسايد- در مسابقات شركت مىكند- براى آنكه برترى خود را ثابت كند- كتاب مىخواند براى آنكه از موضوع آگاه شود- و هزارها كار ديگر...چندين خصوصيت هست- ١-فاعل انسان است- ٢-فاعل از كار خود و نتيجه كار خود اطلاع دارد- ٣-عامل اجراء كار اراده است-