اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٨ - (٢)امر دوم
و از همين راه ما طبق قانون تكامل عمومى- خواهان كمال خود هستيم- و از اين روى از فعاليتهاى وجودى خود- آنچه ميتواند كمال مزبور را بوجود آورد- و با وى مرتبط است در راه او بمصرف رسانيده- و او را بوجود آورده و كمال خود را مىيابيم- براى رسيدن به مكانى راه مىرويم- براى بدست آوردن سيرى دست و دهان را بكار استعداد بوده- و چنين اتفاقى براى آنها رخ نداده- نتوانستهاند نوع خود را از اين راه حفظ كنند- .
و چون طبيعت گنجايش حفظ- و نگهدارى همه اين انواع را نداشته تزاحم رخ داده- و در اين تزاحم و كشمكش روى ناموس بقاء اصلح- آن نوع كه بحسب اتفاق داراى تجهيزات كاملترى بوده- و براى بقاء اصلح بوده باقى مانده- و ساير انواع منقرض شدهاند- .
قبول و عدم قبول اصل غائيت در فرضيه تكون عالم- و همچنين در فرضيههاى جزئى مربوط بموجودات خاص- تاثير بسزائى دارد- و شايد خواننده محترم واقف باشد- كه در زمينه تكون عالم و پيدايش جهان- چه اندازه نظريههاى مختلف ابراز شده- و برخى از فرضيههاى علماء جديد در اين زمينه- مشابه است با فرضيه ذيمقراطيس و انباذقلس - ما البته در مقاله ١٠ كه جاى اين مطلب است- آنها را طرح خواهيم كرد- در اينجا فقط به آنچه مربوط به قانون عليت است- تحت عناوين ذيل بيان مىكنيم- و ضمنا مقدمهاى براى مطالب مقاله ١٠ خواهد بود- ١-رابطه غايت و شعور و ادراك- .
٢-رابطه غايت و فعل- .
٣-علت غائى و علت فاعلى- .
٤-اصل تنظيم كننده غايت و شعور و ادراك منكرين اصل غائيت- ادلهاى براى مدعاى خود آوردهاند- از جمله اينكه همانطورى كه در طبيعت براى حيات- و صحت و كمال نظامى هست- براى نقص و فساد و موت نيز نظامى معين است- و اگر نظام و انتظام دليل بر اين است- كه طبيعت هدف دارد- مىبايست در مورد اين امور نيز هدف