اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٠ - اشكال
اشكال-
آزمايشى كه اعتقاد بلزوم علت فاعلى را بوجود مىآورد- در مواردى است- كه طبيعت كار خود را از راه فعل و انفعال- و با تعبير امروزى به طريق عمل و عكس العمل- كنش و واكنش انجام مىدهد- و البته نتيجه آزمايش را بغير مورد خودش- سرايت نمىتوان داد- .
به تفصيل خواهد شنيد- كه ما وجود اينگونه تقديرات- و مداخلات ما فوق الطبيعى را محال و ممتنع ميدانيم- و اظهار نظرهاى آقاى جينز و ديگران را در اين زمينهها- از بىاطلاعى ايشان به علوم الهى ميدانيم- ما در نظريات الهى خود- مانند آن دسته از مدعيان فلسفه و غيرهم نيستيم- كه در مقام اثبات صانع كل و مبدا كل- در جستجوى استثناها باشيم- و هر جا كه بنظر ما رسيد استثنا و خلاف عادتى صورت گرفته- آن را با اراده ذات بارى توجيه كنيم- و دليل بر وجود بارى بگيريم- از نظر فلسفى ما نظام هستى نظام متقن و مرتبى است- و سراسر اين نظام مرتبط و پيوسته- قائم بذات بارى و اراده بارى است- و اين نظام على و معلولى- همان نفوذ تقدير و اراده ذات بارى است- كه بصورت اين نظام در آمده است- از نظر دقيق فلسفى همين نظام متقن- دليل بر وجود ذات بارى است نه استثناها بفرض وجود- خواننده محترم در مقاله ١٤- بطرز استدلالات ما كاملا آشنا خواهد شد- آرى متكلمين غالبا هر جا- كه در مقام استدلال بر آمدهاند- مثل اينست كه طبيعت را- شريك ذات بارى مىدانستهاند- و فعل طبيعت را مستند بذات بارى نمىدانستهاند- و از اين جهت همواره- در جستجوى موارد استثنائى بودهاند- و چنين مىپنداشتهاند- كه با ابطال نظام مسلم موجودات- بايد وجود صانع كل را اثبات نمود- همچنانكه تا آنجا كه ما جستجو كرده- و اطلاعاتى بدست آوردهايم- جميع فلاسفه اروپائى الهى و مادى و شكاك- داراى همين نظريه بودهاند- .
نظريه معروف اگوست كنت نيز- در بيان حالات سهگانه بشر در مورد تعليل حوادث- كه در مقاله ٥ گذشت از همين طرز تفكر حكايت مىكند- و اين مطلب به نوبه خود- خيلى موجب تعجب اينجانب شده است- .
در اينجا بىمناسبت نيست- كه عبارتى را كه صدر المتالهين - در رد متكلم معروف امام فخر رازى - مربوط بهمين موضوع آورده نقل كنيم- وى در جلد چهارم اسفار در مبحث سعادت و شقاوت حسى- بعد از آنكه برخى از