اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٩ - توضيح و تذكر
توضيح و تذكر-
چنانكه از سخنان گذشته روشن است- ما با پيمودن دو راه بيك آرمان رسيديم- هم از راه گفتگو در خواص وجود خارجى- و هم از راه كنجكاوى در قانون علت و معلول- باين نتيجه رسيديم- كه هر اين مطلب عين قانون جبر نيوتن و گاليله است- بعلاوه اين قانون را علماى فيزيك- به اين صورت بيان مىكنند كه هيچ دليلى نيست- كه جسم حالتى را كه كسب كرده از دست بدهد- ولى فلاسفه احيانا دلائلى نيز اقامه كردهاند بر اينكه- در فرض عدم عايق و مانع بايد آن حالت محفوظ بماند- .
آرى فلاسفه كه از دريچه ديگرى نظر مىكنند- روى قرائن خاصى علت مباشر حركت جسم را- نيروى خارجى نمىدانند- بلكه محرك مباشر جسم را همواره طبع خود جسم- يعنى قوهاى كه با خود جسم- يك نوع اتحاد وجودى دارد مىدانند- خواه آنكه آن حركت حركت طبيعى باشد- يا حركت قسرى- روى اين نظريه فاعل مباشر حركت هر جسمى- قوهاى متحد با خود جسم است نه قوه خارجى- و حتى حدوث حركت نيز اثر بلا واسطه نيروى خارجى- نمىتواند بوده باشد- اثر مستقيم نيروى خارجى- تنها اعداد آن قوه متحد با جسم است- كه اصطلاحا طبيعت ناميده مىشود- و آن قوه مباشر حركت جسم- يعنى طبيعت جسم حدوثا و بقاء همراه آنست- يعنى علت حركت حدوثا و بقاء با حركت موجود است- .
البته اثبات اينكه فاعل مباشر حركت- نمىشود خارج از جسم بوده باشد- و همچنين اثبات قواى متحد با اجسام- كه فلاسفه آنها را بنام طبايع مىخوانند- خارج از حوزه فيزيك است- و با اصول فيزيكى هم هيچگونه مناقضتى ندارد- و تنها با اصول فلسفى قابل نفى و اثبات است- ما در مقاله ١٠ به تحقيق اين مطلب خواهيم پرداخت- .
ما در اينجا نمىخواهيم ادعا كنيم- كه نظريه راجع به رابطه جسم با نيروى خارجى- مطابق آنچه از ابن سينا نقل كرديم- و همچنين اين نظريه كه فاعل مباشر حركت- نمىتواند نيروى خارجى بوده باشد- متفق عليه همه مدعيان فلسفه است- لكن اينقدر مىتوانيم ادعا كنيم- كه اين دو نظريه در ميان محققين فلاسفه سابقه روشن دارد- .
اينجانب از نظريه شخص ارسطو - در اين باب فعلا اطلاع درستى ندارد-