اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٦ - اشكال چهارم
از مجموع آنچه تا كنون بيان شد- نتيجه گرفته مىشود كه- ١-هر پديده خارجى تا ضرورت پيدا نكند موجود نخواهد شد- .
٢-هر موجود خارجى در حال وجود متصف به ضرورت مىباشد- .
٣-ضرورت وجود هر پديده معلول- از راه ضرورت علت خودش پيدا شده و ترشح اوست- .
تاثير دارند يا ندارند- طرز استدلال گاليله را يك نسل بعد نيوتن به شكل قانون جبر مدون ساخت- هر جسمى هميشه بر حالت سكون- يا حركت يك نواخت خود باقى مىماند- مگر اينكه قوائى كه بر آن كارگر مىافتد مجبورش سازند- كه حالت سكون يا حركت خود را تغيير دهد - چنانكه ديديم- اين قانون نمىتواند نتيجه مستقيم تجربه باشد- بلكه تفكر محققانهاى- كه سازگار با مشاهدات حاصل شده از تجربه بوده- سبب پيدايش آن شده است- در حالت فعلى- هرگز نمىتوان به چنين تجربهاى تحقق خارجى داد- معذلك همين تجربه خيالى- وسيله فهم كامل تجربيات واقعى و امكان پذير مىباشد...- پس از اين مقدمات- مسئله ديگرى نسبت بحركت پيش مىآيد- اگر سرعت نشانه نيروهاى خارجى مؤثر در جسم نيست- پس سرعت چيست- جواب اين سؤال اساسى را هم گاليله يافت- و نيوتن آنرا تكميل كرد- و اين خود نشانه و مفتاح رمز ديگرى- براى تجسسات ما مىباشد- براى يافتن جواب صحيح- بايستى در مثال ارابهاى- كه بر جاده كاملا هموار حركت مىكند- كمى عميقانهتر فكر كنيم- در مثال خيالى ما يكنواختى حركت- نتيجه فقدان قواى خارجى بود- اگر فرض كنيم بر ارابهاى كه حركت يك نواخت دارد- فشارى در امتداد حركت وارد شود- چه اتفاقى خواهد افتاد- پر واضح است كه سرعت آن زيادتر خواهد شد- همانگونه كه اگر فشار در جهت مخالف حركت وارد آيد- سرعت تنزل خواهد كرد- در حالت اول حركت ارابه تندتر شده- و در حالت دوم كندتر- از همين جا فورا اين قاعده بدست مىآيد- نتيجه تاثير قوه خارجى تغيير سرعت است- از اين قرار نه خود سرعت بلكه تغيير آن- نتيجه راندن يا پس كشيدن ارابه مىشود...- علاقه ميان نيرو و تغيير سرعت- نه مطابق تصور فطرى ما علاقه ميان نيرو و خود سرعت- پايه مكانيك رسمى است- كه نيوتن آن را تدوين كرده است- .